شيوهاى در سخن فصيح عربى هم شنيده نشده است .
ابن حزم و ابوحيان گفتهاند نمىتوان « ارجلكم » را بر « وجوهكم » عطف كرد ، چون جملهاى ميان معطوف و معطوف عليه فاصله مىشود « 1 » اين سخن را شيخ حلبى هم در تفسير اين آيه گفته است . « 2 » شيخ سندى هم گفته است : قرائت به فتح بنابر عطف به محل ، نزديكتر است و رواج هم دارد ، به علاوه بين معطوف و معطوف عليه هم فاصله نمىشود ، پس ظاهر قرآن مسح است . « 3 » و سخنان ديگرى كه تصريح دارد كه قرائت به فتح و استفادهء شستن ، متوقف بر نقض يك قاعدهء نحوى يعنى جدايى بين معطوف و معطوف عليه است .
اما قائلين به شستن پاها ، قرائت به فتحه را مستند به وجهى ساختهاند كه ضعيف و ناهماهنگ با قواعد عربى است ، ولى چون به قرائت به كسره واقف شده و آن را دليل بر مسح ديدهاند نه شستن ، در توجيه اين قرائت با قول به شستن درماندهاند و دليلى بر آن نيافتهاند مگر اينكه بگويند كسره به خاطر مجاورت است ، يعنى قاعدتاً « ارجلَكم » بايد به فتحهباشدچون عطفبر « وجوهكم » است ، ولىچوندرهمسايگى « برؤوسكم » قرار گرفته كه كسره دارد ، از او كسبِ حركت كسره كرده است . ولى آيا اين قاعده ( كسره به خاطر مجاورت ) در لغت فصيح آمده ؟ و اگر هست ، آيا شرايط آن مهيّا است ، بايد بررسى شود .
كسره به خاطر مجاورت
چون قائلين به شستن پا ، قرائت كسره را به خاطر مجاورت با مجرور مىدانند ( جرّ بالجوار ) سخن بزرگان ادب را در اين موضوع مىآوريم تا ميزان درستىِ جرّ به جوار يا كسره به خاطر مجاورت روشن گردد و اينكه بر فرض درستى آن ، چه شرايطى دارد ؟
1 - زجّاج گويد : بعضى « وارجلِكم » را به خاطر مجاورت ، باكسره مىخوانند ، چون
هامش
( 1 ) . تفسير النهر الماد : ج 1 ، ص 558 ؛ والمحلى : ج 2 ، ص 56
( 2 ) . غنية المتملّى : ص 16
( 3 ) . شرح سنن ابن ماجه : ج 1 ، ص 88