تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
خواندن « ارجل » سبب مىشود كه حكم آن مسح باشد و عطف به « رؤوس » شود ، بىآنكه مخاطب متوجه شود كسره به خاطر مجاورت است . پس دليلى ندارد كه چنين كسره‌اى به كلمه بدهيم كه ظاهرش در تضادّ با مراد گوينده است . چهارم : كسرهء به جوار تنها در مورد صفت و بدل و امثال آن است نه در معطوف كه در اين آيه است . نتيجهء اين بحث مفصل آن است كه قول به مسح ، بدون كمترين تأويل و مشكلى بر هر دو قرائت منطبق است ، بر خلاف قول به شستن كه نه با قرائت فتحه هماهنگ است ، نه با قرائت كسره .

مسح بر پا در احاديث نبوى

از دلالت آيه روشن شد كه واجب در مورد پاها مسح است و چون اين آيه در اواخر عمر شريف پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده و پس از آن هم نسخ نشده است ، خودش كافى است كه مقصود را برساند . جز اينكه براى تأكيد مطلب آنچه را از پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحاب وى در مورد مسح بر پا نقل شده مىآوريم و بدون ذكر سندها به جهت اختصار تنها متن احاديث را ذكر مىكنيم . روايات پيغمبر صلى الله عليه و آله دربارهء مسح پا 1 - بسر بن سعيد گويد : عثمان آمد و آب براى وضو طلبيد ، مضمضه و استنشاق كرد ، سپس سه بار صورتش را و سه بار دستانش را شست ، سر و پاهايش را سه بار مسح كشيد سپس گفت : ديدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين گونه وضو مىگرفت ، اى جماعت ، آيا همين طور است ؟ گروهى از اصحاب پيامبر كه نزد او بودند ، گفتند : آرى . « 1 » 2 - حمران گويد : عثمان آب طلبيد ، وضو گرفت ، سپس خنديد ، سپس گفت : نمىپرسيد چرا مىخندم ؟ گفتند : براى چه مىخندى ؟ گفت : ديدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) . مسند احمد : ج 1 ، ص 109 ، حديث 489