كجا اعزام شدهايد ؟ گفتند : به سوى تو . گفت : براى چه ؟ گفتند : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وليد بن عقبه را نزد تو فرستاده ، او مىگويد تو زكات ندادهاى و مىخواستى او را بكشى .
گفت : قسم به آنكه محمد صلى الله عليه و آله را به حق مبعوث كرد ، من هرگز وليد را نديدهام و پيش من نيامده است . حارث وقتى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، حضرت پرسيد : زكات ندادهاى و مىخواستى فرستادهء مرا به قتل برسانى ؟ گفت : نه به خدا قسم ، من او را نديدهام و پيش من نيامده است . من خودم چون ديدم مأمور دريافت زكات از سوى پيامبرخدا صلى الله عليه و آله نيامد ، ترسيدم مبادا خدا و رسول از من خشمگين شوند ، آنگاه اين آيهء « إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا » نازل شد . « 1 »
و . نزاع و تخاصم بر سر غنائم
اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله پس از پيروزى بر مشركان در جنگ بدر بر اموال آنان تسلط يافتند و در بارهء آن به نزاع پرداختند ، تا حدّ درگيرى . آنان كه غنائم را جمعآورى كرده بودند ، گفتند : چون ما اينها را يافته و گرد آوردهايم ، پس كسى در آنها سهمى ندارد .
آنان كه به تعقيب دشمن رفته بودند گفتند : شما از ما سزاوارتر نيستيد . ما بوديم كه دشمن را تعقيب كرده و فرارى داديم . آنان كه حلقهء حفاظتى دور پيامبر صلى الله عليه و آله ايجاد كرده بودند گفتند : شما از ما سزاوارتر به اين اموال نيستيد . ما دور پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفته بوديم ، چون مىترسيديم دشمن غافلگيرانه بر او حمله كند و سرگرم آن بوديم و به غنائم نرسيديم .
اين آيه نازل شد :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ اْلأَنْفالِ قُلِ اْلأَنْفالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » « 2 » ؛
« از تو در بارهء انفال مىپرسند . بگو انفال از آنِ خدا و رسول است ، پس از خدا
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير : ج 4 ، ص 209
( 2 ) . انفال : 1