ابوالعاليه ، حسن ، زيد بن اسلم و قتاده از تابعين .
ابنحبان پنداشته كه كاروان متعلق به دحية بن خليفه بوده ، كه پيش از آنكه مسلمان شود طبل مىزده . مردم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در حال ايستاده بر منبر رها كرده به طرف آن رفتند ، مگر اندكى از آنان و اين خبر ، صحيح است . امام احمد از ابن ادريس ، از حصين بن سالم از جابر نقل مىكند كه يك بار كاروان به مدينه آمد و رسول خدا صلى الله عليه و آله در حال خطبه بود ، مردم بيرون رفتند ، مگر دوازده نفر . اين آيه « وَإِذا رَأَوْا . . . » نازل شد . « 1 »
آيا كسى كه لهو و داد و ستد را بر ياد خدا مقدم مىدارد و پيامبر را سبك مىشمارد ، داراى آن ملكهء نفسانى است كه او را از گناهان باز دارد ؟ چگونه داورى مىكنيد ؟
ج . خيانت به سبب آميزش پنهانى
خداوند روزهء ماه رمضان را واجب ساخت و آميزش شبانه را بر روزهدار حرام كرد .
گروهى از مسلمانان مخفيانه آميزش مىكردند ، در حالى كه بر آنان حرام بود .
ابنكثير گويد : در آغاز اسلام چنان بود كه كسى كه روزهء خود را افطار مىكرد ، خوردن و آشاميدن و آميزش تا وقت عشاء براى او حلال بود و اگر پيش از آن مىخوابيد ، هر گاه مىخوابيد ، يا نماز عشاء را مىخواند ، خوردن و آشاميدن و آميزش تا شب آينده بر او حرام بود . بعضى از مسلمانان در ماه رمضان پس از عشاء غذا خوردند و با زنان آميزش كردند كه عمر بن خطاب هم از آنان بود . در اين مورد شكايت نزد رسولخدا صلى الله عليه و آله آوردند . خدا هم اين آيه را نازل فرمود :
« أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ . . . » « 2 » ؛
« آميزش با زنانتان در شبِ روزهدارى بر شما حلال شد . آنان پوشش شمايند ، شما هم پوشش آنانيد . خداوند دانست كه شما به خود خيانت مىكنيد ، بر شما
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير : ج 4 ، ص 378 ؛ صحيح بخارى : ج 1 ، ص 316 ؛ صحيح مسلم : ج 2 ، ص 590
( 2 ) . همان : ج 1 ، ص 219 ؛ همان : ج 4 ، ص 1639 ، بقره : 187