توبه كرد و از شما گذشت ، اكنون با آنان مىتوانيد آميزش كنيد و در پى چيزى باشيد كه خداوند بر شما واجب ساخته است » .
آيا كسانى را كه با ارتكاب حرام بر خودشان خيانت كردند ، مىتوان عادل و داراى ملكهء بازدارندهء از گناهان كبيره و اصرار بر صغيره دانست ؟ يا آنكه بيشتر آنان اين ملكه را نداشتند و درجهء متوسّطى از ايمان و تقوا داشتند و دنيا دوستى و لذتهاى دنيا گاهى بر آنان غلبه مىكرد .
د . خيانت بعضى از بدريّون
خداوند مىفرمايد :
« وَما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ » « 1 » ؛
« براى پيامبر هرگز روا نيست كه خيانت كند ، و هر كس خيانت كند ، خيانتش را در روز قيامت به همراه مىآورد ، سپس هر كس پاداش آنچه را كرده كامل دريافت مىكند و به آنان ستم نمىشود » .
ابن كثير گويد : آيه در بارهء يك قطيفهء سرخى نازل شد كه در روز بدر گم شد . بعضى از مردم گفتند : شايد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را برداشته است ! در اين باره زياد حرف زدند . اين آيه « وَما كانَ لِنَبِيٍّ . . . » نازل شد و دامن آن حضرت را از هر گونه خيانت در اداى امانت و تقسيم غنيمت پاك دانست ، سپس تأكيد دارد كه برخى از اصحابش خيانت كردهاند . « 2 »
آيه ، از ميزان خوشگمانى و اعتقاد آنان به رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر مىدهد ، تا حدّى كه آن حضرت را به خيانت در امانت و تقسيم اموال متهم نمودند ، سپس بيان مىكند كه بعضى اصحاب خيانت كردند ، آنان كه نسبت به جايگاه پيامبر صلى الله عليه و آله نادان بودند ، يا آنان كه
هامش
( 1 ) . آل عمران : 161
( 2 ) . تفسير ابن كثير : ج 1 ، ص 421 ؛ تفسير طبرى : ج 4 ، ص 155 و منابع ديگر .