2 . بدعتگذارى در تعريف بدعت
تعريف بدعت و مفهوم آن روشن شد ، بدعت آن بود كه چيزى در دين وارد شود كه در قرآن و حديث نيست .
از نمونههاى بدعت ، يكى هم اين است كه سيرهء گذشتگان معيار حق و باطل قرار گيرد ، بسيارى از وابستگان به سلفىها را مىبينيم كه بسيارى از امور را تنها به اين دليل كه در زمان صحابه و تابعين نبوده است ، بدعت مىشمارند . مثلًا ابن تيميّه ، جشن گرفتن به مناسبت ميلاد پيامبر صلى الله عليه و آله را بدعت مىداند ، به اين دليل كه پيشينيان آن را انجام ندادهاند ، با آنكه مقتضى بوده و مانعى هم در كار نبوده است و اگر اين كار ، خير محض يا پسنديده بود ، گذشتگان از ما شايستهتر بودند كه انجام دهند ، چون آنان رسول خدا صلى الله عليه و آله را بيشتر دوست داشتند و از ما بيشتر او را تعظيم مىكردند و بر انجام كار نيك ، حريصتر بودند . « 1 »
و در بارهء برخاستن به احترام قرآن و بوسيدن آن مىگويد : ما در اين باره چيزى كه از گذشتگان نقل شده باشد نمىدانيم ! « 2 »
بايد گفت : معيار در تشخيص بدعت از سنت ، رجوع به « ثقلين » است ، چه آن را به قرآن و عترت تفسير كنيم ، آن گونه كه بيشتر چنين گفتهاند ، و چه آن را قرآن و سنت
هامش
( 1 ) . اقتضاء الصراط المستقيم : ص 276
( 2 ) . الفتاوى الكبرى : ج 1 ، ص 176