بدعت نيست . « 1 »
كوتاه سخن آنكه بدعت در نظر شرع سه قيد دارد :
اول : چيزى در اعتقادات يا احكام دينى ، كم يا زياد شود .
دوم : دعوت و نشر در كار باشد .
سوم : دليلى شرعى بر اين كه به صورت كلى يا جزئى از دين است ، وجود نداشته باشد .
دقت در اين قيدها حقيقت بدعت را روشن مىسازد ، چيزى از دين كاستن يا بر آن افزودن ، افترا بر خداوند است و خداوند از افتراى بر خدا نكوهش كرده است . « 2 »
پس اگر كسى چيزى پديد آورد كه سابقه نداشته و كار او ربطى و دخالتى به دين نداشته باشد ، مثل برخى عادتها يا بعضى از صنعتها ، گر چه از نظر لغت هم به آن بدعت گفته شود ، ولى از نظر شرع ، بدعت نيست ، چون پديد آورنده ادعا نمىكند كه آن پديده از متن دين است . بنا بر اين ، جشنهاى رسمى كه دولتهاى مختلف براى اهدافى بر پا مىكنند و ربطى به دين ندارد بدعت نيست ، چون به عنوان اين كه شرع به آن دستور داده برگزار نمىكنند ، اما حلال يا حرام بودن آنها تابع موازين شرعى است . پس اگر جشن و مراسم ، خالى از حرام باشد ، حلال است ، اما اگر همراه حرام باشد ، مثل اختلاط زنان و مردان ، حرام است ، هر چند كه بدعت نيست .
اما نكتهء دوم ، يعنى اشاعه و دعوت مردم به آن : اگر كسى در خانهء خود و به تنهايى در دين دخالت كند ، مثلًا چيزى بر نمازش بيفزايد يا از آن بكاهد ، هر چند كه كارش حرام و نمازش باطل است ، اما بدعت نيست . وقتى بدعت مىشود كه آن انديشه يا عمل تازه و نوظهور را در جامعه پخش كند و به عنوان اين كه جزء دين است ، مردم را به آن فرا بخواند .
در صحيح مسلم از ابوهريره روايت شده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
هامش
( 1 ) . فتح البارى ، ابنحجر عسقلانى : ج 5 ، ص 156 و ج 17 ، ص 9
( 2 ) . ر . ك : يونس ، آيهء 59 و حديد ، آيهء 27