هر كس به هدايت فرا بخواند ، مثل پاداش كسانى را كه از او پيروى كنند خواهد داشت ، بى آنكه از پاداش آن پيروان چيزى كاسته شود و هر كس ديگران را به گمراهى دعوت كند ، مثل گناهانى كه بر پيروان اوست ، بر او خواهد بود ، بى آنكه از گناهان آنان چيزى كاسته شود . « 1 »
اما نكتهء سوم يعنى اصل و ريشهء دينى نداشتن ، اين عنصر اساسى در مفهوم بدعت است ، يعنى دليلى بر اين كه اين جزء دين است ، در قرآن و حديث نيست . چرا كه اگر پشتوانهاى از دين براى آن باشد ، چيز تازهاى در دين و دخالتى در شرع نخواهد بود . ابن رجب حنبلى و ابنحجر عسقلانى در تعريف خود از بدعت به اين نكته اشاره داشتند .
علامهء مجلسى گويد : بدعت در شرع ، چيزى است كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله به وجود آمده باشد و دليل خاصى نداشته باشد و در ضمن برخى دليلهاى عام هم نگنجد . « 2 »
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : ج 8 ، ص 62 ؛ كتاب العلم .
( 2 ) . بحار الأنوار : ج 74 ، ص 202