تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
مسلمانان در اطراف دنياست و اين مسأله ، كار اجماع بر يك شخص معيّن را محال يا دشوار مىسازد . اكتفا به بيعت مهاجرين و انصار و فرزندان و الغاى رأى ديگران كه در جاهاى ديگر بودند ، اهانت به بخش عظيمى از مسلمانان است .

2 - آيا شورى اساس حكومت است ؟

برخى از نوانديشان از متكلّمين اهل سنت كوشيده‌اند كه ساختار حكومت اسلامى بر پايهء شورا را به منزلهء رفراندوم و مراجعه به آراء عمومى ترسيم كنند و به دو آيه استدلال كرده‌اند : آيهء اول : « وَشاوِرْهُمْ فِي اْلأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ » « 1 » ؛ « در كارها با مردم مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خداوند توكل كن . » در تفسير اين آيه گفته شده كه خداوند ، به پيامبر خود دستور مىدهد مشورت كند ، تا به امت آموزش دهد در كارهاى مهم خود از جمله خلافت ، مشورت كنند . پاسخ آن است كه اولًا : آيه ، خطاب به حاكمى است كه حكومتش مستقر شده است ، خداوند او را فرمان مىدهد كه از آراى مردم بهره ببرد . بيشترين چيزى كه از آيه مىتوان برداشت كرد ، اين است كه مشاوره با مردم از وظايف همهء حاكمان است . اما اين كه خلافت با همين مشورت تحقق يابد ، با اين آيه نمىتوان بر آن استدلال كرد . ثانياً : آن چه از آيه به دست مىآيد اين است كه مشورت ، هيچ تكليفى براى حاكم نمىآورد ، بلكه او آراء و انديشه‌هاى مختلف را بررسى مىكند و آن چه به نظرش سودمند مىآيد انتخاب مىكند . خود خداوند در همين آيه مىفرمايد : « پس چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن » كه نشان مىدهد تصميم اصلى و نتيجه‌گيرى از آراء و عمل به آن چه بيشتر به صلاح است ، به خود مشورت كننده بر مىگردد و اين در جايى تحقق مىيابد كه يك مسؤول تامّ الاختيار وجود داشته باشد كه نظرها را به دست آورد و به آن چه مفيد است عمل كند . تا آنكه مخاطبِ « فإذا عزمت »
هامش
( 1 ) . آل عمران : 159