تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
« آنگاه كه تصميم گرفتى » قرار گيرد . اما اگر هنوز رئيسى وجود نداشته باشد ، آيه بر آن منطبق‌نيست ، چون در انتخاب خليفه كسى نيست كه از افراد مشورت خواهى كند تا در جريان آراى آنها قرار گيرد و آنها را ارزيابى كند و مفيدترين را برگزيند و روى آن تصميم بگيرد . همهء اين‌ها نشان مىدهد كه آيه به مسألهء حكومت يا نظير آن مربوط نمىشود ، از اين رو هيچ يك از حاضران در سقيفه هم به آن استدلال نكردند . آيهء دوم : « وَالَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ » « 1 » ؛ « و كسانى كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا مىدارند و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آن‌هاست و از آنچه به آنها روزى داده‌ايم انفاق مىكنند . » با اين بيان كه « امر » به « هُم » ( آنان ) اضافه شده و مفيد معناى عام و شامل است ( همهء كارهايشان ) كه خلافت هم از آن جمله است و معناى آيه اين مىشود كه : شأن مؤمنان در هر موردى ، مشورت بين خودشان است . پاسخ اين استدلال آن است كه آيه ، دستور مىدهد در كارهايى كه مربوط به مؤمنين است مشورت كنند . اما اين كه تعيين خليفه هم از امور مربوط به مردم باشد اين آغاز بحث است و استدلال به آيه در اين زمينه ، تمسك به يك حكم در اثبات موضوع آن حكم است . به عبارت ديگر : آيه تشويق مىكند كه در آن چه به كارهاى مؤمنين مربوط است مشورت كنند ، نه در آن چه بيرون از آن است . اين كه تعيين امام جزو كارهاى آنان باشد اول بحث است ، چون نمىدانيم كه از شؤون آنان است يا از شؤون خدا ؟ و نمىدانيم آيا خلافت ، يك حكومت و ولايت الهى است كه با تعيين و نصب خداوند صورت مىگيرد ، يا يك حكومت مردمى است و مردم مىتوانند در آن دخالت كنند ؟ با وجود اين ترديد ، نمىتوان به آيه استدلال كرد .

3 - آيا بيعت اساس حكومت است ؟

چه بسا تصوّر شود كه بيعت ، پايهء حكومت است و حكومت از اين طريق شكل
هامش
( 1 ) . شورى : 38
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 202 | الشيخ جعفر السبحاني / محدثى