تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
فرمود : وزنهء سنگين‌تر و بزرگ‌تر ، كتاب خداست كه يك طرف آن در دست خداى متعال است ، طرف ديگر آن به دست شماست ، به آن چنگ زنيد تا گمراه نشويد . ديگرى كه كوچك‌تر است عترت من است ، خداى لطيف و خبير مرا خبر داده است كه اين دو از هم جدا نخواهند شد ، تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند ، از قرآن و عترت جلو نيفتيد كه هلاك مىشويد و از آن دو عقب نمانيد كه هلاك مىشويد . سپس دست « على » را گرفت و بالا برد ، تا حدى كه سفيدى زير بغل هر دو ديده شد . پس او را به همهء آن مردم شناساند ، سپس فرمود : اى مردم ! چه كسى از مؤمنان نسبت به خود آنان شايسته‌تر است ؟ گفتند : خدا و رسولش داناترند . فرمود : خداوند مولاى من است و من مولاى مؤمنانم و من به آنان از خودشان شايسته‌ترم و ولايتم بيشتر است ، پس هر كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست « فمن كنتُ مولاهُ فعلىٌ مولاه » . سپس فرمود : خدايا دوستدارش را دوست بدار ، با دشمنش دشمن باش ، هر كه محبت او را داشته باشد دوستش بدار ، هر كه با او دشمنى كند دشمنش بدار ، ياورش را ياور باش ، خواركننده‌اش را خوار كن ، حق را هر جا كه او بگردد بگردان . آگاه باشيد ! حاضران به غايبان خبر دهند . حديث غدير از احاديث متواتر است و صحابه ، تابعين و علماى حديث در هر قرنى به صورت متواتر آن را روايت كرده‌اند . حديث غدير را 110 نفر از صحابه ، 84 نفر از تابعين و 360 نفر از علما و محدثان نقل كرده‌اند . با وجود اين تواتر ، هيچ ترديدى در اصالت و درستى اين حديث باقى نمىماند . گروهى از علما نيز كتاب‌هاى مستقلّى پيرامون حديث « غدير » نگاشته‌اند كه جامع‌ترين و پر سَنَدترين آنها كتاب « الغدير » مرحوم علامهء امينى ( 1320 - 1390 ه . ق ) است . اينك بايد ديد مقصود از واژهء « مولى » چيست و مولا بودن على عليه السلام به چه معناست ؟ قرائن و شواهد بسيارى گواهى مىدهد كه مقصود از اين لفظ ، پيشوا و رهبر و سرپرست