تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
نبوّت را استثنا نكرد ، آن جا كه فرمود : « يا عَليّ اما تَرضى انْ تَكونَ مِنّي بِمَنزلةِ هارونَ مِن موسى إلّاانّه لا نبىَّ بَعدي ؟ » « 1 » ؛ « يا على ! آيا نمىخواهى نسبت به من ، همچون هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » اين نفى و سلب ، در واقع از باب « سالبه به انتفاء موضوع » است ، چون پس از رسول خاتم صلى الله عليه و آله نبوّتى نبود تا اين كه پس از او على عليه السلام پيامبر باشد ، زيرا با نبوت پيامبر اسلام ، نبوت‌ها پايان يافت و با شريعت و آيين او شريعت‌ها ختم شد . به تصريح قرآن كريم ، هارون در زمان حضرت موسى مقام نبوت « 2 » ، خلافت « 3 » و وزارت « 4 » داشت . حديث منزلت همهء اين منصب‌ها را كه براى هارون ثابت است ، به جز نبوّت ، براى على عليه السلام ثابت مىكند . به علاوه ، اگر مقصود اثبات همهء منصب‌ها و مقام‌ها براى على عليه السلام نبود به غير از نبوت ، هيچ نيازى به استثناى نبوت نبود . 3 . نصب امام در روز غدير همچنان كه از احاديث پيشين بر مىآيد ، جانشين و وصىّ خود را گاهى به صورت كلّى مىشناسانيد ، گاهى به صورت خاص ، يعنى با ذكر نام خليفه و جانشين ، به گونه‌اى كه هر يك از آن احاديث ، براى افراد آگاه و حقجو يك حجت كامل است . ليكن با اين همه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نداى خويش را در آن روز به هر مسلمان دور و نزديك رساند و هر ابهام و پيچيدگى و شك و شبهه را در اين زمينه بر طرف ساخت . هنگام بازگشت از حجةالوداع ،
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : ج 6 ، ص 3 ، در حوادث جنگ تبوك ؛ صحيح مسلم : ج 7 ، ص 120 ، باب فضائل امام على عليه السلام ؛ سنن ابن‌ماجه : ج 1 ، ص 55 ؛ مسند احمد : ج 1 ، صص 173 ، 175 ، 177 ، 179 ، 182 ، 185 و 230 . . . ؛ سيرهء ابن‌هشام : ج 4 ، ص 163 ، غزوهء تبوك . ( 2 ) . « وَوَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيّاً » ( مريم : 53 ) . ( 3 ) . « وَقالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي » ( اعراف : 142 ) . ( 4 ) . « وَاجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي » ( طه : 29 ) .