در سرزمينى به نام « غديرخم » توقف كرد و به همهء حاجيانى كه با او بودند خبر داد كه از سوى خداى متعال مأمور است پيامى را به آنان برساند ، پيام و رسالتى كه حكايت از يك اقدام جدّى و بزرگ مىكند ، به نحوى كه اگر آن پيام را نرساند ، گويا هيچ چيز از رسالت او را ابلاغ نكرده است . همچنان كه خداوند مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » « 1 » ؛
« اى پيامبر ، آن چه را از سوى پروردگارت به سوى تو نازل شده است ابلاغ كن و اگر چنين نكنى ، رسالت او را ابلاغ نكردهاى و خداوند تو را از گزند مردم نگه مىدارد . » « 2 »
سپس بر فراز منبرى كه از هودج و كجاوهء شتران برافراشته شده بود بالا رفت و خطاب به مردم فرمود :
- نزديك است كه فراخوانده شوم و پاسخ دهم . شما چه مىگوييد :
گفتند : شهادت مىدهيم كه تو ابلاغ كردى ، نصيحت نمودى و تلاش كردى ، خدايت پاداش نيك دهد .
فرمود : آيا گواهى نمىدهيد كه معبودى جز خدا نيست و محمد بنده و فرستادهء اوست و اين كه رستاخيز آمدنى است و شكّى در آن نيست ؟
گفتند : آرى گواهى مىدهيم .
فرمود : من پيش از شما مىروم و بر حوض كوثر وارد مىشوم ، نيك بنگريد كه پس از من با ثقلين ( كتاب و عترت ) چگونه رفتار خواهيد كرد .
يك منادى ندا داد : ثقلين چيست اى رسول خدا ؟
هامش
( 1 ) . مائده : 67
( 2 ) . محدثان و مفسران گفتهاند كه اين آيه در حجةالوداع در روز غدير نازل شده است . بنگريد به : الدرّ المنثور ، سيوطى : ج 2 ، ص 298 ؛ فتح القدير ، شوكانى : ج 2 ، ص 57 ؛ كشف الغمّه ، اربلى : ص 94 ؛ ينابيع المودّة ، قندوزى : ص 120 ؛ تفسير المنار : ج 6 ، ص 463 و . . . .