عظيمى به فرماندهى « اسامة بن زيد » تجهيز كرد و براى رويارويى با روميان اعزام نمود و هر كه را كه از آن تخلف كند لعن كرد .
نسبت به خطر ضلع دوم نيز كافى است بدانيم كه دشمن تندخويى بود كه نامهء پيامبر صلى الله عليه و آله را پاره كرد و به حاكم يمن نوشت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را دستگير كرده ، خودش يا سرش را براى وى بفرستد .
نسبت به خطر سوم بايد بدانيم كه گروه منافقان در مدينه پيوسته براى پيامبر صلى الله عليه و آله مزاحمت ايجاد مىكردند و با توطئههاى گوناگون آن حضرت را مىآزردند و حركت رسولخدا صلى الله عليه و آله را بامشكلات مواجه مىساختند . قرآن كريم در سورههاى مختلف از آنان و خصلتها و نفاق و آزار و تلاشهاى پليد آنان سخن مىگويد ، تا آن جا كه يك سورهء كامل به نام « منافقون » ناميده شده كه در بارهء منافقين و نيتها و كارهاى شوم آنان است .
سؤال : با وجود اين مثلث خطرناك ، آيا صحيح بود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله امت اسلامى و دين اسلام را كه از هر سو در محاصرهء خطرها بودند و دشمنان از هر طرف در كمين نشسته بودند ، بدون يك رهبر معين به حال خود رها كند ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانست كه زندگى عرب ، يك زندگى قبايلى و عشايرى است و افراد اين قبيلهها نسبت به رؤساى قبايل تعصب مىورزند و از آنان اطاعت جدى دارند و در مقابلشان كاملًا خاضعاند . از اين رو رها كردن اين مجموعه بدون نصب پيشوايى معين ، به پراكندگى و كشمكش قبيلهاى خواهد انجاميد و دشمنان از اين نزاع و اختلاف و كشمكش سود خواهند برد .
بر اساس اين حقيقت است كه بوعلى سينا گفته است : درستتر ، تعيين و نصب جانشين است ، تا وضع جامعه به پراكندگى و درگيرى و اختلاف كشيده نشود . « 1 »
3 . تعيين امام در احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله
دقت در زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله از آن زمان كه فرمان يافت آيين خود را به خويشاوندان
هامش
( 1 ) . شفاء ، الهيات : ص 564 ، مقالهء دهم ، فصل پنجم .