تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
پاسخ دهيد ، آن انارى كه بزرگتر است . آيا درست است كه شنونده بگويد : مراد اين مجيب كلى است و لذا هر چيزى كه بزرگتر است نزد او دوست‌داشتنىتر است و لو اين بزرگتر ، يك خوك باشد ، خير ، چنين تفسيرى درست نيست . و لذا : بايد بدانيم مراد مجيب ، به قرينه سؤال سائل ، همان مسجد و يا انارى است كه مشار اليه واقع شده است و نه غير آن .

* سومين اشكال شيخ از استدلال به مرفوعه توسط گروه اول چيست ؟

اين است كه : شما در بيان دوم خود گفتيد : به فرض كه مراد ما از ( ما اشتهر ) خصوص روايت باشد ، لكن ( تعليق الحكم على الوصف مشعر بالعليّة ) و از راه تنقيح مناط به دنبال تعميم رفتيد . لكن ما به شما پاسخ مىدهيم كه : مجرد اشعار كفايت نمىكند ، البته اگر عليّت مسلّم و قطعى مىشد بله حق با شما بود . لكن : چنين عليتى مسلم نيست پس ظهورى هم در كار نيست ، پس اعتبارى به اين تنقيح نيست .

* چهارمين اشكال شيخ از استدلال به مرفوعه توسط گروه اول چيست ؟

اين است كه : در اين روايت ، پس از آنكه امام فرمود : ( خذ بما اشتهر و دع الشاذ النادر ) راوى پرسيد : اگر هر دو روايت مشهور و از شما رسيده باشد چه كنيم ؟ كه اين خود قرينه ديگرى است بر اينكه مراد از ( ما اشتهر ) خصوص روايت باشد و نه فتوى . زيرا كه : ممكن است دو روايت متعارض ، هم هر دو مشهور و هم همه محدثين آن دو را در كتب خود نوشته باشند . لكن امكان ندارد دو فتواى مخالف در عصر واحد هر دو مشهور باشند . يعنى : نمىشود كه مشهورين يك عصر هم به وجوب يك مسئله و هم به عدم وجوب آن فتوى داده باشند . بلكه ، در فتوى ، مسئله اين‌گونه است كه اگر يك طرف مشهور است ، طرف ديگر شاذ و نادر است .

* حاصل مطلب چيست ؟

اين است كه : اگر سائل فرض كرد كه هر دو روايت مشهور باشند و امام هم اين مسئله را رد نكرد ، بلكه پاسخ ديگرى داد ، دليل برآن است كه مراد در اينجا شهرت روايى است و نه فتوايى .