تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( و لكن فى الاستدلال بالرّوايتين . . . الخ ) چيست ؟
پاسخ شيخ به استدلال گروه اول است به مرفوعه زراره در قالب چهار اشكال .
* اولين اشكال شيخ از استدلال به مرفوعه زراره چيست ؟
اين است كه : اين حديث از نظر سند حجت نيست ، چرا كه حديث مزبور را :
اولا : تنها ابن ابى جمهور احسائى نقل كرده كه خود متهم است به خلط روايت صحيح و غير صحيح .
ثانيا : اين نقل در كتاب عوالى اللئالى صورت گرفته كه خود مورد طعن علما واقع شده .
ثالثا : ابن ابى جمهور حديث را از قول علامه ، آنهم از قول زراره نقل نموده كه نامى از واسطه ميان علامه و زراره به ميان نيامده و سلسله ، حلقهء مفقوده دارد .
رابعا : چنانكه مرحوم نائينى تتبع نموده اين حديث در كتب علامه درج نشده است .
* دومين اشكال شيخ از استدلال به مرفوعه زراره چيست ؟
اين است كه :
اين كه شما گفتيد : امام فرموده ( خذ بما اشتهر ) يعنى ( خذ بكل شىء مشهور ) و اين پاسخ اطلاق داشته و كلّى است پس شامل فتواى مشهور هم مىشود ، در پاسخ به اين نظر مىگوييم :
موصولات از جمله ( ما موصوله ) از اسماء مبهمهاند و فى نفسه ، نه مطلقاند و نه مقيد و نه عاماند ، نه خاص ، لذا نياز به قرينه و تفسير دارند و سؤال سائل خود قرينه و تفسير اين مبهم است .
يعنى : چون سؤال از روايت است ، به همين قرينه ، پاسخ هم به روايت است و حمل برآن مىشود .
در نتيجه : اين روايت اطلاق ندارد ، و ما دو شاهد مثال عرفى بر اين ادعا مىآوريم .
* اولين شاهد مثال بر عدم عموميت و اطلاق روايت مذكور چيست ؟
اين است كه :
اگر كسى از شما بپرسد ، كدام يك از دو مسجد محل نزد شما محبوبتر است و شما پاسخ دهيد ، آن مسجدى كه اجتماعات در آن بيشتر است ، آيا درست است كه كسى بگويد : مراد اين پاسخدهنده ، اطلاق دارد و هر مكانى كه اجتماعات در آن زيادتر است نزد او محبوبتر است ، هرچند اين مكان كاروانسرا ، قمارخانه و . . . باشد . روشن است كه چنين تفسير و برداشتى ناصحيح و بىجاست .
* دومين شاهد مثال شيخ بر عدم چنين عموميتى در مرفوعه چيست ؟
اين است كه : اگر از شما بپرسند ، كدام يك از اين دو انار نزد شما دوستداشتنىتر است و شما