ترجمه :
منشأ توهم حجيت شهرت از باب ظن خاص
منشأ اين توهم كه حجيت شهرت از باب ظن خاص است دو امر است از جمله :
1 - يكى از آن دو امر ، دليلى است كه از كلام برخى اصوليين ظاهر مىشود مبنى بر اينكه : ادله حجيت خبر واحد بر حجت بودن شهرت به مفهوم موافقت دلالت دارد ؛ زيرا كه ظن حاصل از شهرت ، اقوى از ظنى است كه از خبر واحد به دست مىآيد و لذا دليلى كه ظن ضعيف را حجت مىكند به طريق اولى ظن قوى را حجت قرار مىدهد .
شيخ در تضعيف اين دليل مىفرمايد : اين دليل ، توهم سستى است كه برخى در بعضى كتبشان آن را تخيّل نمودهاند ، كه نظير آن براى شهيد ثانى در كتاب مسالك واقع شده است ، آنجا كه حجيت شياع ظنى را به اينكه ظن حاصله از اين شياع قوىتر است از ظنى كه به واسطه شهادت عدلين به دست مىآيد ، توجيه نموده است ( يعنى : وقتى ظن مستند به شهادت عدلين حجت باشد به طريق اولى ظن ناشى از شياع بايد حجت باشد ) .
وجه ضعف اين دليل اين است كه : اولويت ظنيه ( كه دليل بر حجيت شهرت گرفتهاند ) ضعيفتر از خود شهرت است . پس چگونه در حجيت شهرت به آن تمسك مىشود ، با اينكه اولويت ممنوع است ( و بايد دليل از مدلول قوىتر باشد ) .
زيرا ظن و بلكه علم داريم به اينكه ، مجرد افادهء ظن ، مناط و علت حجيت اصل ( خبر واحد ) نيست ( تا گفته شود چون اين مناط در شهرت اقوى است پس بايد حجت باشد ) .
و ضعيفتر از اين استدلال ، نامگذارى اين اولويت است در كلام آن مستدل به مفهوم موافقت ، و حال آنكه اين اسم را اصطلاحا در جايى استعمال مىكنند كه استفاده حكم فرع از دليل لفظى كه بر حكم اصل دلالت دارد باشد مثل اينكه فرموده :
( فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ )
كه چون دليل بر حرمت اف بر پدر و مادر است و به مفهوم موافقت و اولويت دلالت بر حرمت زدن آنها دارد .