* در ما نحن فيه ( استدلال فوق ) مقدمات چگونهاند ؟
مقدمه اول استدلال ظنى بود ، چرا كه ما از ظاهر كلام به دست آورديم كه مراد ناقل اتفاق الكل است و لكن احتمال خلاف هم وجود داشت .
حال كه استكشاف براى مخاطب ظنى بود بايد قرائن خارجيه را نيز ملاحظه كرد چرا كه برخى سبب ظن بيشترى مىشوند نسبت به برخى ديگر .
* قرائن خارجيه مورد نظر كداماند ؟
عبارتاند از اينكه :
ناقل اجماع در هنگام نقل از جهت قدرت ضبط و كثير الحفظ بودن در چه مرتبهاى است ؟
مدعى اجماع هنگام نقل تقوى و ورعش تا چه حدى است ؟
حاكى اجماع در هنگام حكايت ، مرتبه علمىاش چه مقدار بوده است ؟
دقت نظر مدعى اجماع تا چه ميزانى است ؟
اطلاع و آگاهى وى از كتابهاى فقهى و اقوال فقهاء تا چه ميزانى بوده است ؟
اقوال مختلفه و پراكنده در ابواب گوناگون را تا كجا استقصا نموده است ؟
* احوالات علماء در امر مذكور چگونه است ؟
متفاوت و مختلف است و لذا از قول بعضى اطمينان بيشترى حاصل مىشود .
* وضعيت كتبى كه اجماع در آنها نقل شده در اين مقام چگونه است ؟
مىگويد : بايد وضع كتبى كه اجماع در آنها نقل شده مورد ملاحظه قرار گيرد ، بدين معنا كه : آيا مؤلف فلان كتاب بنا را بر مسامحه گذارده و يا بنا را بر تتبع و تدقيق گذاشته است ؟
چرا كه شايد مؤلفى مدقق و عالىمقام هم باشد و لكن در خصوص اين كتاب بنا را بر مسامحه گذارده است كه در اين صورت ادعاى اجماع او مقدارى سست مىشود و يا چهبسا مؤلفى در نخستين تأليف خودش بنا را بر دقت گذارده و به اجماع او اعتماد بيشترى مىشود .
* مراد تسترى از عبارت ( ثم ليلحظ مع ذلك ) به طور خلاصه چيست ؟
اين است كه : مجتهدى كه اجماع و اتفاق الكلّ براى او نقل مىشود حق ندارد بنا به همين اجماع منقول اكتفا كند ، بلكه بايد خودش در فتاواى فقها تفحص كند و محصل خود را به منقول ديگرى ضميمه نمايد تا اينكه به نتيجه برسد كه همان كشف حجت معتبره است .
* چرا مجتهد حق ندارد به اجمال منقول اكتفا كند ؟
در بيان نظريه نهايى شيخ آورده شد .