5 - و سيره بر اين است كه اگر فردى اتفاق نظر ديگر صاحبنظران را در رشته تخصصى خودشان نقل نمايد ، فى المثل ، بگويد : فلان مطلب از نظر فلاسفه و يا حكما بالاجماع چنين است ، قبول مىكند هرچند روايت مصطلحه نيست .
6 - سيره بر اين است كه حتى اگر فرد مطلع و موثقى از دانشمندان ساير اديان ( يهودى و مسيحى ) مطلبى را عنوان نمايند پذيرفته مىشود .
* چه ارتباطى ميان ما نحن فيه ( يعنى : نقل اجماع و اتفاق الكلّ ) با موارد مذكوره از سيره وجود دارد ؟
در موارد مختلفى با اين امور مشتركاند از جمله :
1 - اينكه تمام اينها نوعى از حكايت است كه براى شنونده يقينآور نيست .
2 - تمام اينها روايت غير مصطلح يعنى : نقل از غير معصوم است .
3 - در تمام اينها اعتماد و وثوق ما به ناقل است كه مطلب را مىپذيريم .
* حاصل مطالب مذكور از نظر تسترى چيست ؟
اين است كه : مناط قبولى خبر در موارد مذكوره ، همان مناط قبولى خبر در ما نحن فيه ( اجماع منقول ) است .
بنابراين : سيرهء مستمرهء مسلمين و بلكه همهء خردمندان جهان بر اين است كه آن را بپذيرند .
* آيا خبر واحد ثقه در اين امور ارزشى دارد ؟
1 - امور مذكوره نه از اصول فقهاند و نه از اصول دين ، تا اينكه شما بگوئيد : خبر واحد ثقه در اينها ارزش ندارد .
2 - اگر شنيدهايد كه خبر واحد ثقه ارزش ندارد مربوط به اصول دين است .
3 - خبر واحد ثقه در اصول فقه و مسألهء حجيّت ، حجت است و داراى ارزش .
4 - اگرچه خبر واحد از جمله ظنون است و اصل اولى حرمت عمل به ظن است ، لكن به حكم براهين قطعيه خبر واحد ثقه از اين اصل استثنا شده است .
5 - موارد مذكور از سيره ، از جمله مسائل مستحدثه و امور متجدده نيستند تا بگوييد در زمان پيامبر و ائمه اطهار و اصحاب ، قطعى و مسلم نگرديده كه در اين موارد هم بشود به خبر ثقه اعتماد نمود و يا بگوييد سيرهاى ارزش دارد كه به زمان معصوم برسد .
6 - بيشتر اين امور مسائلى است كه از زمان حضرت آدم تا امروز وجود داشته و سيرهء عقلا برآن مستقر شده است .