نمىشود . پس : در مقام ثبوت بايد گفت : اين اجماعات منقوله براى ما نقل سبب مىكنند ، به ويژه اگر ناقل بگويد : اگر مخالفت فلانى نبود مسئله اجماعى مىشد كه معلوم و مشخص است كه از روى تفحص مىگويد . و يا اگر بگويد : اين مسئله اجماعى است لكن در فلان مسئله علماء اختلاف دارند باز هم از روى تتبع است .
* آيا از نظر تسترى مطلب به لحاظ قرائن خارجيه تفاوت نمىكند ؟
چرا ، گاهى به لحاظ قرائن خارجيه مطلب تفاوت مىكند .
فى المثل : از جهت عبارت ، يكى اتفاق الكل را نقل مىكند و يكى اتفاق معروفين را نقل مىكند و از جهت مسئله ، گاهى در مسألهاى ادعاى اجماع مىشود كه قديمه است و گاهى ادعاى اجماع مىشود كه مستحدثه است و تاكنون اصلا معنون نبوده است .
و يا فى المثل : به حسب افراد ناقل : گاهى مجتهدى نقل اجماع مىكند كه 80 سال از عمرش گذشته و در فقه تفحص نموده است و گاهى مجتهد در سنين جوانى ادعاى اجماع مىكند ، كه اين دو مساوى نيستند و برخى قوىتر از برخى ديگرند .
بههرحال :
اگر ما از ظاهر كلام و يا به كمك قرائن ، اتفاق الكل را حد اقل در عصر واحد به دست آوريم براى ما ارزش دارد و نقل سبب مىشود . لكن با انضمام امارات به اين نتيجه مىرسيم كه :
1 - گاهى كشف ، قول معصوم است قطعا .
2 - گاهى كشف ، دليل قطعى است .
3 - گاهى كشف ، دليل ظنى معتبر است .
نكته : هريك از كشفهاى فوق كه باشد در باب فقه ارزش دارد .
* مقدمه دوم يا بحث اثباتى چگونه شروع مىشود ؟
با اين سؤال كه آيا اجماع منقول از ناحيهء نقل سبب حجيت دارد يا نه ؟
* پاسخ تسترى به سؤال مذكور چيست ؟
اين است كه : بله اجماع از اين زاويه معتبر است .
* اولين دليل تسترى بر معتبر بودن اجماع از زاويه فوق چيست ؟
سيره مستمره علماى اسلام و بلكه همهء امت و بلكه همهء عقلاء عالم مىباشد .
* در تبيين مطلب فوق مقدّمة بفرماييد چند نوع روايت داريم ؟
دو نوع : روايت مصطلحه و روايت غير مصطلحه .