* روايت مصطلحه چگونه روايتى است ؟
عبارت است از نقل قول يا فعل و يا تقرير معصوم .
فى المثل : زراره مىگويد : قال الصاق كذا و كذا و يا فعل كذا .
* روايت غير مصطلحه چگونه روايتى است ؟
عبارت است از نقل تمام امورى كه مستقيما مربوط به قول امام نمىباشد ، اعم از اينكه غير مستقيم به قول امام مربوط باشد و يا نه و چه در رابطه با احكام شرع باشد و يا امور ديگر ؛ به عبارت ديگر : ما دو قسم خبر داريم : 1 - خبر از معصوم 2 - خبر از ديگر امور .
* با توجه به مطالب مقدماتى فوق ، سيرهء مستمرهء امت مسلمان چگونه مىتواند دليل بر اجماع مذكور باشد ؟
1 - سيره مستمرهء مسلمانان بر اين بود كه وقتى فرد مورد وثوقى فتواى مرجع تقليد را براى مقلّدين آن مرجع و يا ديگران نقل مىكرد ، شنونده بدون چون و چرا قبول مىكرد .
2 - و سيره بر اين بوده است كه وقتى راوى حديث از ساير امور غير از قول و فعل و تقرير معصوم را نقل مىكرد مسلمانان آن را مىپذيرفتند .
فى المثل : نقل مىكرد كه شخصى از امام پرسيد : يا ابن رسول الله آيا فلان موضوع ، فلان حكم را دارد ؟ حال : تا اينجا سؤال سائل بود و نه روايت مصطلح ، لكن شنونده اين را مىپذيرفت و هنگامى كه راوى به دنبال نقل سؤال گفت : فاجاب عليه السّلام نعم ام لا ، شنونده با تطبيق اين پاسخ امام برآن سؤال سائل مطلب را دريافت مىنمود .
يا فى المثل : راوى اقوال و آراى ديگران را نقل مىنمود سپس مىگفت : امام سكوت كرد ، از اينجا شنونده به تقرير امام منتقل مىشد .
يا فى المثل : افعال ديگران را نقل مىكرد سپس تقرير امام را و . . .
نكته : نقل اقوال و افعال ديگران غير از معصوم روايت مصطلحه نمىباشد .
3 - و سيره مستمره بر اين جارى است كه اگر فرد موثقى قول لغوى را در رابطه با معانى كلمات احاديث نقل مىنمود و يا اينكه آراى ادباى عرب را بر فلان قاعده مثلا نحوى نقل مىنمود ، با اينكه روايت مصطلح نمىباشد مخاطب قبول مىكرد .
4 - و سيره چنين است كه اگر فرد مورد وثوقى از رجال حديث چيزى نقل مىنمود و فى المثل مىگفت : فلانكس ثقه است و فلانكس كذاب و . . . و يا اگر پيرامون رجال حديث از قول علماى بزرگ چيزى را نقل مىنمود از او مىپذيرفتند .