3 - گاهى مىگويد : اجمع علماء الاسلام و چنانكه مشهود است اين الفاظ به لحاظ متعلقشان متفاوتاند .
* مراد از عبارت ( و يراعى ايضا وقوع دعوى الاجماع . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : بايد ميان ادعاى اجماع در مقام ذكر اقوال ، با ادعاى اجماعى كه در مقام استدلال و احتجاج واقع شده است فرق گذاشت ، چرا كه ميان آن دو از برخى جهات تفاوت مىباشد ، و چهبسا اجماع نوع اول از نظر اعتماد و اعتبار شايستهتر از قسم دوم است .
* علت اولويت مذكور در اجماع اول چيست ؟
اين است كه : سبب را معتبر بدانيم ؛ زيرا كه در اين فرض به نقل سببى كه صرفا ناقل ، قصدش حكايت آنها و مقصودش اثبات اتفاق علما است ، بهتر مىتوان اعتماد نمود تا موردى كه حاكى اجماع ، مرادش اثبات مدعاى خودش و اقامه برهان بوده و چندان اعتنا و دقتى در نقل آرا و اتفاق علما ندارد .
* پس مراد از عبارت ( بناء على اعتبار السّبب . . . ) چيست ؟
يعنى : در صورتى كه انكشاف براى ناقل مورد اعتبار باشد ميان اين دو قسم هيچ فرقى نمىباشد ، چرا كه هر دو از حيث انكشاف دليل معتبر با هم متحد و مساوى مىباشند .
* مراد از عبارت ( ثمّ انّه قد نبّه ) چيست ؟
اين است كه : آنچه را نهايتا شيخ به عنوان نظر نهايى براى ما آورد ، خلاصه و چكيدهء سخنان مرحوم تسترى در دو كتاب ( القناع و رساله مواسعه و مضايقه ) است ، لكن چون مطالعه ايشان گذرا بوده احتمال مىدهد كه نكاتى چند مورد غفلت واقع شده باشد ، عين عبارات تسترى را براى ما نقل نموده شايد مطالب جديدى از آن استنباط كنيم .
* حاصل مطالب تسترى چيست ؟
اين است كه : اجماعاتى كه در كتابها نقل مىشود چه با لفظ اجماع باشد و يا با الفاظ ديگر ، اگر از قبيل اجماع دخولى و يا تقريرى باشد ، از باب اينكه نقل قول معصوم است داراى ارزش است ولى اگر از قبيل اجماع حدسى باشد در دو مرحله مورد بحث قرار مىگيرد :
مرحله اول : حجيت اجماع منقول به لحاظ نقل سبب و كاشف است .
مرحله دوم : عدم حجيت اجماع منقول به لحاظ نقل مسبب و منكشف است .
حال : راجع به مرحله اول بايد در دو مقام بحث نمود از جمله :
1 - مقام ثبوت ، كه در اين مقام بحث مىشود كه آيا اين اجماعات منقوله ، نقل سبب ( اتفاق الكلّ ) هستند يا نه ؟