* مراد از عبارت ( و لا من الامور المتجدّدة التى . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : تمسك جناب تسترى به سيره و حجت نمودن نقل اجماع به وسيله آن ، و لزوم منتهى شدن سيره به زمان پيامبر و يا يكى از ائمه جهت احراز تقرير معصوم و اثبات حجيت امر مورد نظر ، هيچيك از امور متجددهاى كه منتهى به زمان معصوم نباشد نيست .
* مراد از ( و لا ممّا يندر اختصاص معرفته ببعض دون بعض . . . ) چيست ؟
اين است كه : اجماع علماء از امورى نيست كه در صورت تحقق و وقوع به ندرت و افراد اندكى از آن علم و اطلاع داشته باشند و ديگران از آگاهى به آن بىخبر باشند ، بلكه در صورت وقوع به خاطر موقعيتى كه دارد همه از آن مطلع مىشوند .
* مراد از ( على حجّيّته خبر الثقة العدل بقول مطلق . . . ) چيست ؟
اطلاق ادلّهء حجيت خبر واحد است كه شامل حجيت كلام ناقل اجماع هم مىشوند .
* مراد از ( و ما اقتضى كفاية الظن . . . ) چيست ؟
دليل انسدادى است كه مقتضاى آن كفايت نمودن ظن است در امورى كه بايد آنها را شناخت .
* مراد از ( و لذا بنى على المسامحة . . . ) چيست ؟
يعنى : بناى علما در ناقل ، امور ياد شده بر مسامحه است ، از جمله در ناقل اجماع مسامحاتى كردهاند كه در ناقل خبر واحد چنين نكردهاند .
* مراد از ( من وجوه شتّى بما لم . . . الخ ) چيست ؟
وجوهى است كه علما بنا را در آنها بر مسامحه گذاشتهاند از جمله :
1 - بسيارى از فقهاء مثل سيد مرتضى و تابعين ايشان به خبر واحد عمل نمىكنند و حال آنكه در باب لغات به اين اخبار عمل مىكنند .
2 - برخى فقها مثل شهيد ثانى معتقدند كه هريك از روات خبر در اخبار واحد بايد به وسيله دو نفر عادل تزكيه شوند و حال آنكه در غير خبر واحد نسبت به احكام اين شرط را لحاظ نفرمودهاند .
3 - برخى فقهاء مثل شيخ در « عدّة الاصول » فرموده است راوى خبر در احكام لازم است عادل و امامى باشد و حال آنكه اين شرط را در غير احكام لحاظ نكردهاند .
4 - برخى از اصحاب ضبط را در راوى خبر نسبت به احكام ، شرط دانستهاند و حال آنكه اين شرط را در غير احكام لحاظ نفرمودهاند .
* مراد از عبارت ( من جهة متعلقة . . . ) چيست ؟
مراد از متعلق نقل است ، چرا كه : 1 - گاهى مىگويد : اجمع اصحابنا 2 - گاهى مىگويد : اجمع علمائنا