تشريح المسائل
* آيا مراد از ( الثالثة ) مقدمه سوم است و يا در حقيقت نتيجهء مقدمات قبل است ؟
با توجه به مطالبى كه در ذيل اين مقدمه آورده شده مىتوان فهميد كه اين در حقيقت نتيجهء دو مقدمهء قبل است .
* مراد از ( كالمحصل ) در عبارت ( و وجهه انّ السّبب المنقول بعد حجّيّته كالمحصّل . . . ) چيست ؟
1 - اگر مراد از اجماع محصل عند الاصوليين ، اتفاقى باشد كه از آن وجود حجت و دليل معتبرى را كشف مىكنيم در اين صورت مراد از عبارت فوق اين است كه :
پس از آنكه اجماع منقول با ادلّهء نقليّه و عقليّهء حجيت خبر واحد ، حجّت گرديد ، به منزله اجماع محصلى است كه از آن كشف قطعى حاصل مىشود و لذا تمام آثار شرعيهاى كه بر اجماع محصل مترتب است بايد بر اجماع منقول هم مترتب شود ، خواه آثار مذكور با واسطه و يا بىواسطه باشند .
2 - و اگر مراد از اجماع محصل اتفاقى باشد كه با قطع نظر از كشف قطعى كه برآن مترتب است ، ناقل خودش آن را تحصيل نموده است در اين صورت مراد از عبارت فوق اين است كه : اقوال منقول پس از آنكه نقل گرديدند مثل : اقوال و آرائى است كه شخص خودش آنها را تحصيل كرده باشد در نتيجه : 3 - اگر اين اجماع نسبت به منقول اليه محصل باشد و او خود آن را به دست آورده باشد ، همانطور كه مستلزم حجت معتبره ( يعنى : سنت با دليل قطعى است ) اكنون كه آن را شخص عادلى برايش نقل نموده نيز همراه با سنت با دليل قطعى است .
* مطلب مذكور چه ربطى به ما نحن فيه دارد ؟
در اينجا نيز مىگوييم : اگرچه نقل ناقل به مناط اصلش كه خبر واحد بوده است و از جمله ادلهء ظنى مىباشد ، ( لكن جزء ادلهء ظنى محسوب مىشود ) ولى در عين حال منافات ندارد كه بتوان از آن دليل معتبرى را به كشف علمى احراز نماييم .
* حاصل مطالب فوق چه مىشود ؟
حاصل مطلب در ترجمه عبارت ( فينبغى حينئذ . . . الخ ) آورده شد .
* مراد از عبارت ( باعتبار ظنيّة اصله ) چيست ؟
مراد از اصله ، اصل اجماع منقول است و مراد از اصل اجماع منقول ، خبر واحد است كه از جمله ادلهء ظنى محسوب مىشود .
* مراد از اصطلاح ( حينئذ ) در عبارت ( فينبغى حينئذ . . ) چيست ؟
حين تمهيد المقدمات الثلاثة مىباشد .