* وجه مشتبه الحال بودن و دلالت نداشتن لفظ اجماع بر سبب كاشف ( اتفاق الكل ) در اين مقام چيست ؟
اين است كه : ناقل اجماع در مقام استدلال ، هدفش اثبات مطلوب است از هر راهى كه ممكن است لذا ممكن است به اتفاق جماعتى كه معمولا سبب كاشف نيست تمسك جويد ، بر خلاف ناقل در مقام نقل اجماع ، كه ظاهر نقل دلالت بر اتفاق الكلّ دارد . كه ميان اين امر و موافقت رأى معصوم با ايشان ملازمهء عاديه وجود دارد .
* مراد از عبارت ( انّ مبناه و مبنا غيره ليس على الكشف الذى . . . ) چيست ؟
اين است كه : مبناى ناقل اجماع و غير او نه بر كشفى است كه صوفيه ادعاى آن را دارند و نه بر آخرين وجه از وجوه دهگانه ، كه اگر در احكام يافت شود بسيار كم است .
* كشف صوفيانه چيست ؟
مقام صحو بعد از محو و بقاى بعد از فناست كه عارف سالك پس از رياضات نفسانى و سختيهاى جسمانى بدان رسيده است و در مقام حق اليقين مستقر شده ، از عالم بيان به عالم جنان ارتقاء يافته در نتيجه همهء اشياء نزد او به كشف حقيقى آشكار و منكشفاند ، و هكذا ادامه سير و مجاهدات نفسانى تا رسيدن به درجة السبعين و . . .
* مراد از وجه الاخير در عبارت ( و لا على الوجه الامر . . . الخ ) چيست ؟
آخرين و دوازدهمين وجه از وجوهى است كه جناب تسترى در كتاب كشف القناع آورده است .
حاصل وجه مذكور عبارت است از اينكه :
در زمان غيبت امام از طريق رؤيت و سماع از وجود مقدس آن حضرت علم به قول ايشان حاصل كرده باشد ، لكن آن رائى و سامع جهت كتمان اين سرّ از طرفى و حق را به اهلش رساندن از طرف ديگر ، فرمودهء آن حضرت را به لفظ اجماع بيان كند ، البته اين در حالى است كه مدرك آن را از ديگران پنهان مىكند .
* قول تسترى راجع به وجه اخير به طور كامل چيست ؟
اين است كه : و يلحق بهذه الوجوه وجه آخر يتمّ به العدد و هو الثانى عشر و يختصّ كالثّانى غالبا بالامام الثانى عشر .
و هو ان يحصل لبعض الاولياء العلم بقوله بعينه باحد الوجوه الغير المنافية لامتناع رؤيته فى غيبته و لم يكن مأمورا باختفائه و كتمانه او كان مأمورا باعلانه به حيث لا ينكشف حقيقة امره فيبرزه في مقام الاستدلال بصورة الاجماع خوفا من التكذيب و الاذاعة و الضّياع ، و ربّما يكون العلم بقول الامام كذلك