تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

تشريح المسائل

* مراد از اعتبار اول در عبارت ( حجيّته بالاعتبار الاوّل . . . ) چيست ؟

نقل اجماع به اعتبار سبب كاشف است و نه نقل آن به اعتبار امرى كه براى ناقل منكشف شده است .

* مراد از جهت ثبوت و جهت اثبات در عبارت ( و هى مبنيّة من جهتى الثبوت و . . . ) چيست ؟

1 - مراد از جهت ثبوت ، همان سبب كاشف است . فى المثل : لفظ اجماع و يا اتفاق و يا . . . دلالت بر اتفاق جماعتى كند كه رأيشان عادتا ملازم با رأى امام باشد . ( بيان جهت ثبوت در مقدمه اول صورت مىپذيرد ) . 2 - و مراد از جهت اثبات ، حجيت سبب مذكور و اثبات چگونگى استكشاف حجت معتبره از اين سبب است . ( بيان جهت اثبات در مقدمه دوم و سوم صورت مىپذيرد ) .

* مراد از دو كلمه ( لفظ ) و ( السبب ) در عبارت ( دلالة اللفظ على السّبب . . . ) چيست ؟

مراد از لفظ همان اجماع است و از سبب ، اتفاق مجمعين است .

* مراد تسترى از عبارت ( و هى محقّقة ظاهرا . . . الخ ) چيست ؟

اين است كه : گاهى نقل سبب كاشف از حيث ظاهر لفظ روشن است ، فى المثل ناقل مىگويد : اتّفق العلماء و يا اتّفق الأصحاب و يا أجمع الأصحاب . نكته : اگر كلماتى مثل : جميعا يا كافّة يا قاطبة به عنوان تأكيد در پايان عبارت مذكور آورده شود ، بدون شك لفظ منقول به نظر تسترى ظاهرا بر سبب كاشف دلالت مىكند .

* مراد از عبارت ( و قد يشتبه الحال . . . الخ ) چيست ؟

اين عبارت معطوف است به عبارت ( و هى محققة ظاهرا ) و حاصل مطلب اين است كه : 1 - گاهى نقل اجماع ، ظهور تام در سبب ، كه همان اتفاق الكلّ است دارد و اين در صورتى است كه ناقل صرفا در مقام نقل اقوال علما باشد . 2 - و گاهى نقل اجماع ظهور مذكور را ندارد ، يعنى : دلالت لفظ اجماع بر سبب كاشف نامعلوم و مشتبه است ، و اين در صورتى است كه ناقل اجماع را در مقام استدلال نقل نمايد .

* كيفيت نقل اجماع در مقام استدلال توسط ناقل چگونه است ؟

بدين گونه است كه ناقل تنها اجماع را نقل كند بدون اينكه آن را به فقها نسبت دهد . فى المثل : وقتى حكم مستنبطى را از نظر خود بيان مىكند در مقام اثبات آن حكم بگويد : يدل عليه الاجماع و يا هذا الحكم اجماعى .