ترجمه :
مقام دوم : حجت بودن نقل سببى كه در مقدمه اول ذكر شده و وجه حجيت آن
1 - و وجه آن ( جواز اعتماد و حجّت بودن ) آن ( نقل سبب ) نيست مگر آنكه :
نقل آن به منزلهء نقل فتاوى علما و اقوالشان و عباراتى كه دال برآن فتاوى و اقوال براى مقلدين و غير مقلدين آنهاست مىباشد و يا به منزلهء نقل ماعداى قول معصوم از ساير امورى كه اخبار و روايات متضمن آنهاست ، از جمله فعل و تقرير حضرتش باشد . مانند سؤالاتى كه پاسخ معصوم را از خود آنها مىفهمى و يا به منزلهء نقل اقوال و افعالى است كه تقرير امام از آنها فهميده مىشود و يا به منزلهء امورى مشابه آن اقوال و افعال يعنى : متعلقات آنها و يا آنچه از ساير روات و نقلهاى كه در اسانيد و غير اسانيد وجود دارد و يا به مثابهء نقل شهرت و اتفاق ساير ارباب آرا و مذاهب و صاحبان فتوا است .
2 - و گاهى طريق گذشتگان و آيندگان از هر فرقه و طائفهاى بر قبول اخبار آحاد در تمام امور ذكر شده جارى مىشود ، چه آنكه خبر واحد در آنها به نحو اجمال باشد يا به نحو تفصيل ، و چه متعلق اخبار امور شرعيه بوده باشد و يا غير شرعيه تا آنجا كه چه بسيار حضرات ، امور ياد شده را به اعتماد نقل ديگران حكايت كردهاند بدون اينكه تصريح به نقل از ديگرى كرده و يا اينكه به ناقل استناد دهند به دليل وثوق و اطمينان ( ناقلين ) به منقول عنه . اگرچه اين وثوق و اطمينان به مرتبه علم و يقين نمىرسد ، پس : در نتيجه قبول حجيت ما نحن فيه ( خبر واحد ) كه از همين قبيل است ، لازم است به دليل اشتراك تمام امور ياد شده ، در اينكه نقل از غير معصوم بوده و مفيد علم نمىباشد بلكه موجب حصول وثوق و اطمينان است .
3 - و هيچيك از اين امور نه از اصول است تا توهّم عدم اكتفا در آن به خبر واحد شود و از اين گذشته اين وهم ( كه خبر واحد در اصول مسموع نيست ) وهمى فاسد است ، همانطور كه در محل خودش به اثبات رسيده است ، و نه از امور متجدده و مستحدثهاى است كه در زمان پيامبر و ائمه اطهار و صحابهء ايشان اعتماد در آنها به خبر واحد معهود نبوده است ( تا بدون پشتوانه تلقى شوند ) ، بلكه اين امور از امور متعارفهاى است كه در همه اعصار و امصار در ميان مردم رائج و مورد اعتماد بوده است ، و نه اينكه اختصاصا برخى گروهها به آن اعتماد و استناد جسته باشند و به فرض كه معرفت به آن ندرتا اختصاص به گروهى غير از گروه ديگر داشته باشد ، اين امر مانع از آن نيست كه بگوئيم : فردى كه به ناقل اعتماد داشته مىتواند بر نقل او اعتماد نمايد . دليلش هم همان است كه ذكر شد .