ترجمه : 1 - سپس شيخ مىفرمايد : آنچه از فوائد نقل اجماع تا به اينجا ذكر نموديم ، برخى از محققين ( شيخ اسد اللّه تسترى ) در كلام و نوشتار طولانى آورده است .
2 - و آنچه ما گفتيم اگرچه حاصل كلام ايشان است ، لكن آنچه شايستهتر است نقل عين عبارت ايشان است شايد خوانندگان چيزى غير از آنچه ما استفاده كردهايم تحصيل نمايند ، البته ما مطالب ايشان را به دقت مرور كرديم لكن ممكن است برخى از امور كه در مطلب و مقصود ايشان دخيل بوده است از نظر ما مخفى مانده باشد .
نظر شيخ اسد اللّه تسترى در فايده اجماع
3 - جناب تسترى در كتاب « كشف القناع » و رسالهاى كه در مسألهء مواسعه و مضايقه تأليف نموده ، فرموده است : آنچه در باب اجماع منقول ، محقق و ثابت است اين است كه :
اجماعى كه به لفظ اجماع و يا با الفاظ كثير الاستعمال ديگر در معناى مصطلحش استعمال گردد ، البته زمانى كه اجماع مبتنى بر دخول امام در مجمعين نباشد ، در حق غير ناقل از اين جهت است كه ، ناقل سبب كاشف از قول امام و يا سبب حاكى از دليل قاطع و يا مطلق دليل قابل اعتماد ( هرچند قطعآور نباشد ) نقل نموده است ، و حصول انكشاف ( يعنى : آگاهى به رأى معصوم و يا وجود دليل ) براى منقول اليه و تمسك وى به اجماع منقول بعد از بنا گذاشتن بر قبول آن ، نه به اعتبار امورى است كه از اجماع منقول براى ناقل آن كشف شده و نه به حسب ادعاى اوست .
پس : در اينجا دو مقام از بحث وجود دارد :
تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( او ما فى حكمه . . . ) در متن چيست ؟
معطوف به اجماع دخولى است و مراد آنجايى است كه ناقل يقين به دخول امام در ميان مجمعين دارد ، لكن بعينه و به طور مشخص به حضرت علم و معرفت ندارد و حال آنكه در اجماع دخولى : ناقل قطع و يقين دارد كه امام در ميان مجمعين است و بعينه و به طور مشخص او را مىشناسد .
* مراد از عبارت ( او مطلق الدليل المعتدّ به . . . ) چيست ؟
يعنى : علم و آگاهى از دليلى بدهد كه قطعآور نبود ، و لكن از جملهء ادلّهء ظنيّهء معتبره باشد .