ترجمه :
تضعيف كلام سبزوارى توسط شيخ
و آنچه از محقق سبزوارى مبنى بر اينكه اجماعات ادعاشده تنها مبتنى بر ملاحظه و مشاهدهء كتب موجود نزد مدعى اجماع است ، در وقت تأليف شاهدى برآن نيست ، بلكه شاهد بر خلاف آن است و به فرض وجود شاهد ( بر گفتار ايشان ) ، ( موجب حصول ) ظنى است كه عملا ضررى به ظاهر نسبت ( دادن اتفاق توسط ناقل به مجمعين ) نمىرساند . زيرا نسبت دادن يك امر حسى ( مثل اينكه : ناقل اجماع گفته است كه اتفاق علماء در اين مسئله چنين و چنان است ) به يك شخص ، ظهور در احساس و ادراك آن ( امر حسى ) توسط آن شخص دارد ( يعنى : او اين اقوال را بالحس و المشاهدة ادراك كرده و خودش آنها را در كتب فقهاء ديده و لذا به آنها نسبت داده ) .
و هنگامى كه به ظهور اين نسبت قائل شديم ، غالبا نقل اجماع منقول به استثناى تعداد كمى نسبت به صدور فتوى از جميع معروفين از اهل فتوى ، حجت و مورد اعتماد بوده و وجود مخالف ضررى به آن ( نسبت ) نمىزند ، زيرا احتمال دارد ناقل اجماع مرادش از اجماع ، اتفاق غير مخالفين باشد ، در نتيجه كتب و تصانيف غير مخالفين را بررسى ( و پس از دستيابى به اتفاق رأى ميان آنان ) فتوى را به ( همگى ) آنان نسبت داده است . بلكه شايد ( ناقل اجماع ) از رجوع كسى كه ما مخالفش مىدانيم آگاهى يافته ( كه ما از آن بىخبريم ) .
بنابراين : نيازى به حمل كلام ناقل اجماع بر اجماع غير مخالف نيست ( بلكه مىگوئيم : از معروفين ، مخالفى در اين مسئله وجود نداشته و ناقل پس از بررسى اقوال معروفين اهل فتوى به اتفاق آنها دست پيدا كرده و فتوى را به همه آنها نسبت داده است ) .
و اين مضمون ( نسبت ) كه به وسيله ناقل از آن خبر داده شده ( امرى ) ناشى از حس است اگرچه بنفسه از نظر عرف و عادت مستلزم موافقت با قول امام نباشد ، جز آنكه اين مضمون امكان دارد به كمك انضمام به برخى از قرائن كه متتبع آنها را به دست آورده و يا به انضمام اقوال متأخرين با ادعاى اجماع مزبور ، به موافقت رأى امام با مجمعين باشد .