ترجمه :
مثال
مثلا :
1 - وقتى شيخ طوسى ( ره ) بر وجوب پاك بودن محل سجده ( مهر ) ادعاى اجماع نمود ، كمترين احتمال ( در حق وى ) اين است كه ادعاى وى مستند است به يافتن اين حكم ( توسط خود او ) در كتب معتبره اهل فتوى ، اگرچه اين يافتن صرفا به سبب نقل روايات دالهاى باشد كه شيخ به مضمون آن ( روايات ) فتوى داده است .
2 - پس خبر شيخ ( ره ) كه دربرگيرنده فتواى جميع اهل فتوى به حكم مزبور است در اين مسئله حجت است و به منزله اين است كه خود ما اين فتاوى را در كتب مؤلفين ديده باشيم بلكه از خود آنها شنيده باشيم .
3 - و اگرچه فتواى ايشان بنفسه و به طور معمول ( بدون انضمام قرينه ) مستلزم موافقت با رأى امام نمىباشد ، لكن اگر فتاواى علماى متأخر از شيخ را به آنها ضميمه كنيم و امارات ديگرى ( كه كاشف از موافقت امام است ) به آنها منضمّ شود ، چهبسا از اين مجموعه قطع به حكم حاصل شود ؛ زيرا تخلف جميع امور ياد شده از موافقت با رأى امام محال است .
4 - اگرچه برخى از اين مجموع ، كه همان اتفاق اهل فتاوى رسيده از آنان است ، وجدانا براى ما ثابت نشده ، و لكن چون اين مخبر ( عادل و موثق يعنى شيخ ) عن حسّ از آن خبر داده است به منزلهء محسوس است براى ما ( مثل اين است كه ما خود آن را از اهل فتوى ديده يا شنيده باشيم ) در نتيجه حجت است .
5 - و همانطور كه اين مجموعه ، در صورتى كه شخص عادل ( شيخ ) عن حسّ از آن خبر بدهد از او پذيرفته شده و به مقتضاى آن عمل مىشود ، عادتا مستلزم موافقت با رأى امام است ، پس اگر همان شخص عادل از بعض آن نيز عن حسّ خبر دهد از او پذيرفته شده و به مقتضاى آن خبر عمل مىشود .