تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( تقدم الوجهان . . . ) چيست ؟
تعلق خبر به كاشف و مكشوف است .
* وجه تعبير به كلمه خصوصا در عبارت ( خصوصا اذا اراد الناقل . . . ) در اين فرض چيست ؟
اين است كه :
اگر به احتمال بسيار غريب و بعيد بتوان بر اقوال تمام علماى عصر واحدى احاطه پيدا نمود ، تسلط يافتن و آگاهى يافتن بر اتفاق علماى جميع اعصار از محالات است ، به طورى كه با جزم و يقين مىتوان گفت كه مدعى ، چنين قصد و ارادهاى را نداشته است .
* حاصل كلام از ابتداى بحث اجماع تا به اينجا چيست ؟
اين كه از ابتدائى كه وارد بحث اجماع شديم شيخ فرمود :
هيچ ملازمهاى ميان حجيت خبر واحد و حجيت اجماع منقول وجود ندارد و ادلهء حجيت خبر واحد شامل اجماع منقول به خبر واحد نمىشود ، و اين مدعى را در دو مرحله بيان نمود :
1 - در مرحله اول ثابت كرد كه ادلهء حجيت خبر واحد تنها خبرهاى حسى را شامل مىشود .
2 - در مرحله دوم بعد از ذكر مقدمهاى طولانى تفصيلا وارد بحث شده ثابت كرد ، اجماع منقول خبر حدسى است و لذا مشمول ادلهء حجيت نيست . و در اينجا كه پايان مطالب است خلاصه مطالبى را كه گذشت اينگونه بيان مىكند كه :
- اگر مدرك و مستند ناقل اجماع حس و وجدان باشد ، يعنى : مدعى فتاواى همه علما را عن حس بررسى كرده و يقين حاصل نموده كه امام در ميان مجمعين بوده و قول ايشان ( ع ) را نيز به دست آورده ، چنين اجماع منقولى مصداقى از مصاديق خبر واحد بوده و به همان ادلهاى كه خبر واحد حجت است ، اجماع منقول نيز حجت است .
زيرا كه اين اخبار ، حكايت حجت و نقل قول معصوم است و در اينجا لازم نيست كه حتما امام را تفصيلا بشناسى ، بلكه شناخت اجمالى هم كافى است ، لكن متاسفانه اين شيوه ، مخصوص به زمان حضور است و در دوران غيبت احدى از مدعيان اجماع چنين شيوهاى را ادعا نكرده است .
- و اگر مدرك و مستند مدعى اجماع در استكشاف رأى امام قاعدهء لطف باشد ، چنين چيزى ممكن التحقق است و لكن ارزش ندارد ، لذا اجماعاتى كه بر اين مبنا بنا شوند فاقد حجيتاند .
- و اگر مدرك و مستند مدعى اجماع در استخراج رأى امام حدس باشد ، خود داراى سه شعبه است :
1 - يكى حدس قطعى ضرورى كه مبتنى بر مبادى حسيه ضروريه است .