تشريح المسائل
* مستند ابن ادريس در مدعايش چه بود ؟
صرف مشاهده روايت يا رواياتى در يك كتاب بوده كه همين امر را دليل بر فتواى صاحب كتاب و عمل وى به روايت مذكور قرار داده است .
* بيان محقق در رابطهء با اجماع چيست ؟
اين است كه :
اگر علما بر لفظ مطلقى اتفاق نمودند كه شامل برخى از افرادش كه محل كلام است ، نسبت دادن اجماع به فرد و يا مورد محل كلام را اقتضاء نمىكند . چون رأى علما را نمىتوان از مجرد اطلاق لفظ استفاده نمود و به دست آورد ، مگر اينكه بدانيم فرد و يا مورد محل كلام مورد قصد آنها مىباشد .
دليل ايشان بر مطلب فوق اين است كه : لفظ اجماع از قول اهل لسان كه مىگويند : ( اجمع على كذا ) كه بيانگر قصد و عزم فرد بر فلان شىء است ، اخذ مىشود .
پس :
در اجماع بر حكم تنها كسى دخيل است كه قصد و عزم فتوى بر حكم مورد كلام را داشته باشد .
فى المثل : چنانچه در قرآن كريم عامى وارد شده باشد و ما بدانيم كه جمعى از علما رأيشان در اصول حجيت عام است ، به صرف اطلاع از اين نظر نمىتوانيم حكم فلان مسئله را كه مشمول عام مزبور است به ايشان نسبت دهيم ، مگر فتواى آنها در رابطه با آن مسئله صراحتا نقل شده باشد .
* مراد از عبارت ( على لفظ مطلق شامل لبعض افراده ) چيست ؟
اين است كه :
فى المثل :
به طور مطلق اجماع قائم شده بر وجوب فطرهء زن بر مرد ، كه اين اطلاق شامل صورت نشوز و عدم اطاعت زن هم مىشود .
* مراد از عبارت ( انّه اوّل كثيرا من الاجماعات . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : شهيد اول به خاطر وجود مخالفتى با اجماعات ادعاشده آنها را به نحو ذيل تأويل و هريك را به نحوى توجيه نموده است و در مقام تأويل وجوهى را ذكر نموده است از جمله :
1 - در برخى از آنها فرموده : مراد مدعى از اجماع ، شهرت بوده است نه اتفاق الكل و اجماع مصطلح .
2 - در برخى ديگر فرموده : ناقل اجماع در زمان ادعا بر اينكه مخالفى وجود داشته مطلع نشده لذا