* اگر گفته شود شايد ابن ادريس به خبر واحد تنها اعتماد نكرده است تا در تعارض با مبنايش باشد بلكه به خبر واحد به علاوه فتواى علما كه يقينآور بوده اعتماد نموده پس اشكالى وجود ندارد . شيخ چه پاسخى مىدهد ؟
شيخ مىفرمايد :
وقتى مسلم باشد كه فتاواى فقها مستند به خبر واحد است اگر صد نفر هم برطبق آن فتوى دهند براى ديگر مجتهدان يقينآور نمىباشد و او بايد مدرك را ملاحظه كند ، لذا اين اجماع مدركى است و فاقد ارزش ، به ويژه اگر فقيه همچون ابن ادريس باشد كه خبر واحد را حجت نمىداند ، پس چگونه از مدركى كه خود قبول ندارد به قول امام قطع حاصل مىكند .
* سومين اشكال شيخ به ابن ادريس چيست ؟
اين است كه :
برخى از اجتهادات شما اشتباه است و ما يك اشكال نقضى به شما داريم .
فى المثل : اجتهاد اول شما اين بود كه : فقها اخبار مضايقه را در كتب خود آوردهاند ، پس همه به آن عمل مىكنند در پاسخ بايد بدانيد كه : اگر تنها اخبار مضايقه را آورده بودند حق با شما بود ليكن بسيارى از آنها اخبار موسعه را نيز آوردهاند .
حال : آيا به هر دو دسته روايات فتوى دادهاند تا دو فتواى متعارض داشته باشند ؟ حاشا و كلّا ، پس : صرف آوردن احاديث در كتاب دليل عمل بر آنها نمىباشد .
* چهارمين اشكال شيخ به ابن ادريس چيست ؟
اين است كه :
بر مبناى مطالبى كه گذشت اين فقيهان در فتوايشان به رواياتى اعتماد كردهاند كه يا دلالتشان مخدوش است و يا سندشان اشكال دارد و يا مبتلا به معارضاند ، لذا اينگونه فتاوى نمىتواند كاشف از قول امام و محصل قطع به آن باشد . خير ظن به قول امام هم نمىآورند چه رسد به قطع .