پىِ آن بود . اگر در او بىپروايى نبود ، از اين جهت كه سال ( 290 ) از نيشابور خارج شد و سال ( 330 ) به آنجا بازگشت و بيشتر در عراقين اقامت داشت . . . مردمى او را تضعيف مىكنند و تصوّر مىشود كه اين در روايت است ، ولى چنين نيست ، تضعيف او به جهت شرابخوارى بود ، كه البته بنا بر مذهبش شُرب خمر مىكرد و آن را پنهان نمىداشت . . .
نُه سال در نيشابور حديث گفت و ما از او بسيار آورديم . . . در هرات ، ماه رمضان سال 344 درگذشت . » « 1 » ه . ابوالقاسم طائى . خطيب بغدادى در تاريخش شرح حال او را چنين آورده است :
« عبداللَّهبن احمدبن عامربن سليمانبن صالح ، ابوالقاسم طايى ، از پدرش ، از علىبن موسىالرضا ، از پدرانش ، رسالهاى روايت كرد . ابوبكر جعابى ، و ابوبكربن شاذان ، و ابنشاهين ، و اسماعيلبن محمّدبن زنجى ، و ابوالحسن ابنجنيد از او حديث كردهاند .
ما را خبر داد محمّدبن عبدالملك قرشى ، از عمربناحمد واعظ ، از عبداللَّهبن احمدبن عامربن سليمان طايى ، از پدرش از علىبن موسى از پدرش موسىبن جعفر ، از پدرش جعفربن محمّد ، از پدرش محمّدبن على ، از پدرش علىبن حسين ، از پدرش حسينبن على ، از پدرش علىبن ابىطالب كه گفت : رسول خدا فرمود : ايمان ، اقرار به زبان و معرفت به دل و عمل به اركان است .
مرا حديث كرد علىبن محمّدبن نصر ، از حمزةبن يوسف ، از ابومحمّدبن على كه بصرى است - مىگفت : عبداللَّهبن احمدبن عامربن سليمانبن صالح ، ابوالقاسم طايى بىسواد بود ، و مورد رضايت نبود ، از پدرش از علىبن موسى الرضا روايت كرد .
حسنبن محمّد خلال به من گفت : عبداللَّهبن احمدبن عامر طايى سال 324 درگذشت . و در كتاب محمّدبن علىبن عمربن فياض خواندم : عبداللَّهبن احمدبنعامر طايى روز جمعه چهاردهم ماه ربيع الآخر سال 324 درگذشت . » « 2 »
هامش
( 1 ) . الأنساب 2 : 282 ، چاپ جديد مادهء « الحفيد » .
( 2 ) . تاريخ بغداد 9 : 385 - 386 .