تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
و . پدرش ، كسى او را مورد توجّه قرار نداده است ، حتّى ذهبى كه درباره‌ى پسرش نوشته‌اش را دانستيد ، لذا متقى گويد : سيوطى گفت : ذهبى فقط پسر را متّهم مىكند ، و پدر موثّق است . « 1 » به طور كلّى ، روايت معتبر است . آن‌چه در شرح حال بيهقى آورده‌اند ، بر اين نكته تأكيد مىكند كه او ، چيزى را كه ساختگى مىيافته ، روايت نمىكرده است . صحت سند نسبت به صحيفة الرضا عليه السلام به اين مناسبت ، در نقل اين گروه به سند معتبرى درباره‌ى صحيفة الرضا عليه السلام دست يافتيم . نقل صحيح ديگر نيز آن را تقويت مىكند . در جملهء خطيب ( تاريخ بغداد ) آگاه شديم كه وى ، صحيفه را از استادش محمّدبن عبدالملك قرشى ، از عمربن‌احمد واعظ ، از عبداللَّه‌بن‌احمد . . . روايت مىكند . الف . خطيب . از توثيق بىنياز است . ب . محمّدبن عبدالملك قرشى . خطيب در شرح حال او گويد : « از محمّدبن مظفر حافظ . . . و گروهى از اين طبقه حديث شنيد ، از او حديث نوشتيم و راستگو بود . تولّدش را از او پرسيدم . گفت : در جمادىالثانى سال 373 . و شب جمعه درگذشت ، و روز جمعه 29 جمادى الاولى سال 448 در مقبره‌ى باب حرب دفن شد ، و در مسجد شهر بر او نماز گزاردم . » « 2 » ج . عمربن احمد واعظ . او حافظ ابن‌شاهين است كه از شرح حال و توثيق بىنياز است .
هامش
( 1 ) . كنزالعمال 13 : 153 . ( 2 ) . تاريخ بغداد 2 : 348 .