تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
كتاب را در دست دارد و مىگويد : امروز هفت جزء از كتاب ( الفقيه ) را نوشتم . يا گفت : آن‌ها را خواندم ، و او را ديد كه به آن توجّه و عنايت مىكند . همچنين صبح آن روز فقيه ديگرى از دوستان شافعى مرا ديد كه در مسجد بر كرسى تدريس نشسته و مىگويد : امروز از كتاب الفقيه حديث فلان و فلان را استفاده كردم . پدرم گفت : شنيدم فقيه ، ابومحمّد حسن‌بن‌احمد سمرقندىِ حافظ مىگويد : شنيدم فقيه ، محمّدبن‌عبدالعزيز مروزى مىگويد : در خواب ديدم گويى تابوتى به آسمان رفت و نورى بالاى آن بود . گفتم : اين چيست ؟ گفت : نوشته‌هاى احمد بيهقى . سپس شيخ القضاة گفت : اين سه داستان را از سه نفر يادشده شنيدم . ذهبى گويد : اين رؤيا حق است ، نوشته‌هاى بيهقى ارزش والايى و فايده‌هاى فراوانى دارد . اندك اند آنها كه نوشته‌هايى خوب مانند امام ابوبكر بيهقى پديد آورده باشند . پس شايسته است كه جهان به آن توجّه كنند ، به ويژه به ( سنن كبير ) او . » « 1 » هم‌چنين ذهبى گويد : « امام ، حافظ ، علّامه ، استاد خراسان ، ابوبكر ، در عمل به دليل حُسن مقصد و توانِ فهم و حفظش مورد ستايش قرار گرفت و كتاب‌هايى به سامان آورد كه نوشتن آن سابقه نداشت . . . » « 2 » به همين ترتيب ديگر كتاب‌هايش را ستوده‌اند ، به طورى كه او را به توصيف‌هاى ارزشمند و القاب بسيار والايى ياد مىكنند و درباره‌اش سخنانى مىگويند و داستان‌هايى از كتاب‌ها و تأليفاتش بيان مىدارند . شرح حال او را در كتاب‌هايى مانند ( مرآة الجنان ) ، ( العبر ) ، ( طبقات السبكى ) ، ( الكامل فى التاريخ ) ، ( المختصر فى اخبار البشر ) ، ( طبقات الحفاظ ) و غيره بنگريد . ج . ابوالقاسم مفسّر . او : حسن‌بن محمّدبن حسن‌بن حبيب واعظ است : عبدالغافر شرح حالش را نوشته و او را استاد ، امام ، واعظ ، مفسّر ، و كامل توصيف كرده است و گويد : « شنيد و گرد آورد و نقل حديث كرد ، از : اصم ، ابوعبدالصفّار ، ابوالحسن كارزى ، ابومحمّد المزى ، ابوسعيد عمروبن محمّدبن منصورِ
هامش
( 1 ) . سپر اعلام النبلاء 18 : 163 . ( 2 ) . تذكرة الحفّاظ 2 : 1132 .