نابينا ، ابوجعفر محمّدبن صالحبن هانى ، ابوزكريّا عنبرى و ديگران . شب سه شنبه در ماه ذيقعده سال 406 درگذشت . » « 1 » صفدى در شرح حالش گويد : « ياقوت گفت : عبدالغافر او را ياد كرده و گفته است : امام دوران خود در معنىهاى قرائتها و دانشهايش بود .
وى ، تفسير مشهور به نام خودش را نوشت ، او اديبى نحوى بود و به جنگها و داستانها و سيرهها كاملًا آگاه بود . در ذيقعده سال 406 درگذشت ، و كتابهايى دربارهء قرائتها و ادبيات و عقلاء المجانين نوشت . پژوهشگران را درس مىداد و مردم عوام را موعظه مىكرد ، و در نيشابور دانش فراوانى از او گسترش يافت ، و نوشتههايش به آفاق رسيد .
از اصم و عبداللَّهبنصفار و ابوالحسن كارزى حديث نقل كرد و اسحاق ثعلبى از شاگردان مخصوص او بود . او مذهب كرامىّ داشت ، سپس به شافعى روى آورد .
در خانهاش باغى و چاهى بود . اگر شخص غريبى نزد او مىآمد ، چنانچه ثروتمند بود ، در مال او طمع مىكرد و از او مىگرفت تا خواندنش آموزد . و اگر مستمند بود ، او را فرمان مىداد تا به اندازهى توانش براى باغ از چاه آب بكشد . البتّه اين كار را دربارهى همشهرىهايش انجام نمىداد .
و از شعرش . . . » « 2 » د . ابوبكر حفيد . او از محدّثان مشهور است و ما به شرح حالش در كتاب سمعانى ( الأنساب ) بسنده مىكنيم :
گويد : « او در زمان خودش محدّث اصحاب رأى بود ، مسافرت در طلب حديث ، روايت حديث و طلب حديث فراوان داشت . به عراق و بحرين رفت و چهل سال از شهرش غايب شد ، افرادى از او حديث شنيدند . . .
حاكم ابوعبداللَّهِ حافظ از او حديث شنيد و در كتابش ( التاريخ ) او را آورده و گويد : محدّث اصحاب رأى بود ، در طلب حديث سفر كرد ، در روايت آن كوشيد ، و در
هامش
( 1 ) . السياق فى تاريخ نيسابور : 268 .
( 2 ) . الوافى بالوفيات 12 : 239 .