مورد ( 4 ) روز جنگ خيبر
گروهى از حافظان با اسناد خود ، آن را روايت كردهاند :
يكم . ابنمغازلى ، فقيه شافعى گويد : « ما را خبر داد ابوالحسن علىبن عبيد اللَّهبن قصّاب بيّع خدايش رحمتكند ، از ابوبكر محمّدبن احمدبن يعقوب مفيد جرجرايى ، از ابوالحسن علىبن سليمانبن يحيى ، از عبدالكريمبن على ، از جعفربن محمّدبن ربيعهى بجلى ، از حسنبن حسين عرنى ، از كادحبنجعفر ، [ از عبداللَّهبن لهيعة ، از عبدالرّحمان بنزياد ] از مسلمبن يسار ، از جابربن عبداللَّه كه گفت :
هنگامى كه علىبن ابىطالب پس از فتح خيبر آمد ، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : اى على ، اگر نبود كه گروهى از امّتم دربارهات مىگفتند آنچه نصارى دربارهى عيسىبن مريم گفتند ، سخنى دربارهات مىگفتم كه به گروهى از مسلمانان نمىگذشتى جز اين كه خاك زير پاهايت و اضافهى وضويت را براى شفا يافتن برمىگرفتند .
و ليكن تو را بسنده است كه تو از من باشى . [ و من از تو ؛ تو از من ارث ببرى و من از تو ارث ببرم ، و تو نسبت به من ] در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى غير از اينكه پس از من پيامبرى نيست ، و تو بدهى مرا ادا مىكنى ، و راز مرا مىپوشانى و بر سنّت من مىجنگى ، و فردا در آخرت نزديكترين خلق به من هستى ، و تو بر حوض جانشين من هستى ، و شيعيانت بر منبرهايى از نور با چهرههايى سفيد شده پيرامون من هستند ، برايشان شفاعت مىكنم ، و در بهشت همسايگان من هستند .
جنگ با تو جنگ با من است و صلح با تو صلح با من . نهان تو نهان من [ و آشكار تو آشكار من ] و فرزندانت فرزندان مناند . تو بدهى مرا مىپردازى و تو وعدهى مرا به انجام مىرسانى ، و حق بر زبان تو و در قلب تو و با تو و در برابر تو و در برابر چشمان تو است . ايمان با گوشت و خون تو آميخته است ، همانگونه كه با گوشت و خون من آميخته شده است ، دشمن تو بر حوض بر من وارد نمىشود ، و دوستدار تو از آن غايب نمىشود .