باشى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ، و تو ذمّهام را پاك كنى و بر سنّتم مىجنگى ، و در آخرت با من هستى . . . » « 1 » 4 - 33 . روايت گنجى
محمّدبن يوسف گنجى گويد : « ابواسحاق ابراهيمبن يوسفبن بركة كتبى ، از حافظ ابوالعلا همدانى ، از ابوالفتح عبدوسبن عبدوسبن عبداللَّه همدانى ، از ابوطاهر حسينبن علىبن سلمه از مسندزيدبن على ، از فضلبن فضلبن عبّاس ، از ابوعبداللَّه محمّدبن سهل ، از محمّدبن عبداللَّه بلوى ، از ابراهيمبن عبيداللَّهبن علاء ، از پدرش ، از زيدبنعلى از پدرش از جدّش علىبن ابىطالب كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله روزى كه خيبر فتح شد ، فرمود : اگر نبود كه گروهى از امّتم دربارهى تو بگويند آنچه كه نصرانىها گفتند - تا آنجا كه فرمود - ليكن تو را بسنده است كه از من باشى و من از تو ، از من ارث ببرى و من از تو ارث ببرم ، و تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست ، تو بدهى مرا مىپردازى و بر سنّتم مىجنگى و در آخرت نزديكترين مردم به من هستى ، و فردا بر حوض - تا آخر حديث . » « 2 » 5 - 33 . روايت ابوالربيع ابنسبع كلاعى
اين حديث را ابراهيمبن عبداللَّه يمنى وصابى شافعى ، از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده است ، كه پيش از اين آمد ، و گويد : « آن را ابنسبع اندلسى در كتاب الشفاء نقل كرده است . » « 3 » شرح حال ابوالربيع كلاعى
كتاب الشفاء را نويسندهى كشف الظنون چنين ياد كرده است : « شفاء الصدور اثر ابنسبع ، امام سخنور ابوربيع سليمان البلنسى است . » « 4 »
هامش
( 1 ) . وسيلة المتعبدين 5 : 168 .
( 2 ) . كفايةالطالب : 264 .
( 3 ) . الاكتفاء فى فضل الأربعة الخلفاء ( خطى ) .
( 4 ) . كشف الظنون 2 : 1050 .