عزّوجلّ فرمانم داد كه تو را بشارت دهم كه تو و خانوادهات و خانوادهى من در بهشت هستند ، و دشمنت در جهنّم است ، و دشمن تو بر من در حوض وارد نمىشود و دوستدار تو از آن غايب نمىگردد .
من سجدهكنان براى خداوند سبحان متعال بر زمين افتادم ، و او را حمد كردم بر نعمت اسلام و قرآن ، و اين كه خاتم النّبيين و سيدالمرسلين صلى الله عليه و آله مرا دوست مىدارد . » « 1 » خوارزمى گويد : « ناصر للحق با اسنادش در حديثى طولانى روايت كرده است كه : هنگامى كه على در فتح خيبر نزد رسول خداوند صلى الله عليه و آله آمد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اگر نبود كه گروهى از امّتم دربارهات همان بگويند كه مسيحيان دربارهى مسيح گفتند ، امروز دربارهات سخنى مىگفتم كه بر جماعتى نمىگذشتى مگر اين كه از زيرپاهايت خاك و از اضافهى وضويت آب براى شفا جستن برمىگرفتند .
ليكن تو را بسنده است كه تو از من باشى و من از تو باشم ، از من ارث ببرى و من از تو ارث ببرم ، و تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ، و تو ذمهام را پاك مىنمايى ، و بر سنّت من مىجنگى ، و تو فردا در آخرت نزديكترين مردم به من هستى ، و تو نخستين كسى هستى كه بر من در حوض وارد مىشوى ، و نخستين كسى هستى كه با من مىپوشى و نخستين فرد امّتم هستى كه وارد بهشت مىشوى ، و شيعيانت بر منبرهايى از نور هستند ، و حق بر زبانت و در قلبت و ميان دو چشمانت است . » « 2 » 3 - 33 . روايت عمر الملّا
عمربنمحمّد الملّا گويد : « هنگامى كه على در خيبر نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد ، پيامبر به او فرمود : اى على ، اگر نمىترسيدم كه گروهى از امّتم دربارهات بگويند - تا آنجا كه فرمود ليكن تو را بسنده است كه نسبت به من مانند جايگاه هارون نسبت به موسى
هامش
( 1 ) . المناقب ، خوارزمى : 128 رقم 142 .
( 2 ) . المناقب ، خوارزمى : 158 رقم 188 .