تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
كشته‌شدن و بخشى از آن‌چه در سوگ او گفته شده است و سپس نام تأليف‌هاى او را آورده است و او را به عنوان حافظ توصيف كرده است . « 1 » 6 - 33 . روايت شهاب‌الدين احمد سيد شهاب‌الدين احمد ، حديث را از زيدبن‌علىبن‌حسين ، از پدرش ، از جدّش اميرالمؤمنين روايت كرده است كه از پيش آورده شد ، سپس گويد : « آن را امامِ حافظ صالحانى روايت كرده است و گويد : محمّدبن اسماعيل بن‌ابىنصر كه « دانكفاد » شناخته مىشود ، به قرائت ، از حسن‌بن‌احمد ، از امامِ حافظ ، عالم ربانى ، ابونعيم احمدبن عبداللَّه اصفهانى با سندش از زيدبن على ، و سندش را آورده است . هم‌چنين امام ابوسعد ( خرگوشى ) با تغيير اندكى در لفظ آن را در كتاب « شرف النبوة » روايت كرده است . . . گويم : اين حديثى جامع است كه باب‌هاى مختلفى از مناقب در آن وارد مىشود ، اسباب خصوصيت‌هاى فضيلت‌ها و بلنداى مرتبت‌ها را در بردارد ، بزرگانى از اهل سنّت ثقه و افراد پرهيزكار نسبت به دليل‌ها آن را روايت كرده‌اند ، و فضل و منّت ، از آنِ خداوند است . » « 2 » 7 - 33 . روايت امير صنعانى محمّدبن اسماعيل امير ، حديث را در كتابش ( الروضة الندية ) به نقل از منصور باللَّه ، به سندش از طريق فقيه شافعى ابن‌المغازلى از حديث جابر روايت كرده است . . . سپس گويد : « گفتم : و فصل‌هاى اين حديث را شواهدى از كتاب‌هاى حديث دارد كه جدا جدا ان‌شاءاللَّه‌تعالى خواهد آمد . » گويم :
هامش
( 1 ) . نفح‌الطيب من غضن الأنس الرطيب 2 : 586 . ( 2 ) . توضيح‌الدلائل ( خطى ) .