دربارهى عيسىبن مريم گفتند ، دربارهات سخنى مىگفتم كه بر هيچ جمعى از مسلمانان نمىگذشتى ، مگر اين كه خاك را از زير پايت و اضافهى آب وضويت را برمىگرفتند و به آن استشفا مىجستند .
و ليكن تو را بسنده است كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى غير از اين كه پس از من پيامبرى نيست ، و تو ذمّهء مرا به عهده مىگيرى و رازهايم را مىپوشانى و بر سنّت من مىجنگى ، و فردا در آخرت نزديكترين خلق به من هستى ، و تو بر حوض جانشين من هستى . و شيعيانت بر منبرهايى از نور با سيمايى سفيد پيرامون من هستند ، برايشان شفاعت مىكنم ، و در بهشت همسايگان من خواهند بود ، چون جنگِ با تو جنگِ با من و صلح با تو صلح با من است ، راز پنهان تو راز پنهان من است ، و فرزندانت فرزندان من هستند ، و تو بدهى مرا مىپردازى و وعدهام را انجام مىدهى ، و حق بر زبان و در قلب و همراه و روبهرو و در برابر چشمانت است . ايمان با گوشت و خونت آميخته است همانگونه كه با گوشت و خونِ من آميخته شده است ، هيچ دشمن تو بر حوض وارد نمىشود ، و هيچ دوستدار تو از آن غايب نمىگردد .
على به سجده افتاد و گفت : سپاس خداوندى را كه به نعمت اسلام بر من منّت نهاد ، و قرآن را به من آموخت ، و مرا محبوب كسى قرار داد كه بهترينِ انسانها ، عزيزترين آفريدگان ، گرامىترين شخصِ آسمانها و زمين نزد پروردگارش و نزد خاتم پيامبران ، و سرور فرستادگان ، و برگزيدهى خداوند در تمامى جانها ، است . و اين ، از روى احسان و تفضل خداوند بر من است .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اى على اگر تو نبودى ، مؤمنان پس از من شناخته نمىشدند .
خداوند جلّو عزّ نسل هر پيامبرى را از صُلب او قرار داد و نسل مرا از صُلب تو قرار داد ، اى على ! پس تو عزيزترين و گرامىترين خلق نزد من هستى و دوستدار تو گرامىتر كسى از امتم مىباشد كه بر من وارد مىشود . » « 1 »
هامش
( 1 ) . المناقب ، ابنمغازلى : 237 رقم 285 .