تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
على بابها » معارضه كرده است ، چون آن را دليل بر اين گرفته كه عمر ، يكى از شرطهاى خلافت را به طور كامل دارا بوده است ، كه آن علم است . « 1 » پس اين دلالت آن‌گاه خواهد بود كه مراد از آن ، پيوستن محال به محال نباشد . شريفى در كتابش ( النواقض ) گويد : « اگر مسلمانان انصاف دهند ، آگاه مىشوند كه اسلام آوردن بيشترين آنان به بركت عمر بود ، و آن نعمت ارزشمند بزرگى است كه از همه‌ى نعمت‌ها برترى دارد . لذا پيامبر صلى الله عليه و آله درباره‌اش فرمود : اگر بعد از من پيامبرى بود ، حتماً عمربن‌خطاب پيامبر بود . » حديث منزلت براى اين صادر شده كه برساند تمامى شرطهاى نبوّت در اميرالمؤمنين عليه السلام گرد آمده و توهم مذكور باطل است . دليل بر اين مدّعا ، سخن حافظ ابن‌حجر است درباره‌ى گفته‌ى عمر در حق معاذبن‌جبل كه متن گفته اين است : « عياض گفت : اين شرط كه امام بايد قرشى باشد ، مذهب همه‌ى علما است . آن را از مسائل اجماع به شمار آورده‌اند ، و خلاف آن ، نه از گذشتگان ، نقل شده است ، و نه از بعدىها در تمام دوران‌ها . گويد : و سخن خوارج و معتزله‌اى كه موافق آنان هستند ، مورد توجّه نيست ، چون مخالفت با مسلمانان دارد . ابن حجر گويد : نقل اجماع نيازمند تأويل سخن عمر در اين مورد است . احمد با اسناد افراد ثقه‌اش از عمر نقل كرده است كه گفت : اگر مرگم فرا رسيد و ابوعبيده زنده بود ، او را جانشين مىكنم . اين حديث را چنين آورده است : گفت : اگر مرگم فرا رسيد و ابوعبيده مرده باشد ، معاذبن‌جبل را جانشين خود مىكنم . و معاذبن‌جبل از انصار است و در قريش تبارى ندارد . احتمال مىرود كه گفته شود : شايد آن اجماع بعد از عمر منعقد شده باشد كه قرشى بودن شرط خليفه است ، يا اجتهاد عمر در اين مورد تغيير كرده باشد ، و اللَّه أعلم . » « 2 » پس آن‌چه عمر درباره‌ى معاذ گفته است ، به طور كاملًا روشنى دلالت دارد بر
هامش
( 1 ) . التحفة الاثناعشرية : 212 . ( 2 ) . فتح البارى ، شرح صحيح البخارى 13 : 102 .