( 13 ) كلام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم : « اگر بود ، تو آن بودى . »
يكم . ديديم كه جملهء « جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » بر اين دلالت داشت كه اگر - به فرض محال - پس از ايشان پيامبرى بود ، على مىبود . در برخى لفظهاى حديث منزلت ، مشخص كردن حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم نسبت به اين معنى را مىيابيم .
حافظ ، خطيب بغدادى با اسنادش از جابر از رسول خدا صلى الله عليه و آله اين لفظ را روايت كرده است :
حافظ ابنعساكر گويد : « آنچه از جابربنعبداللَّه روايت شده است ، از ابوالقاسم علىبنابراهيم و ابوالحسن علىبناحمد ، از ابومنصور بنزريق ، از ابوبكر خطيب ، از ابوالقاسم ازهرى ، از يوسفبنعمر قواس و معافى بن زكريا جريرى ، از ابنابىالأزهر .
نيز : حسنبن على جوهرى ، از احمدبن ابراهيم ، از ابوبكر بنابى الأزهر ، از ابوكريب محمّدبن علاء ، از اسماعيلبن صبيح ، از ابواويس ، از محمّدبن منكدر ، از جابر كه گفت :
رسول خدا صلى الله عليه و آله به على فرمود : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ، و اگر بود ، تو مىبودى .
خطيب گويد : جملهء « و اگر بود ، تو مىبودى » اضافهاى است كه روايت كنندهاش را جز ابنابىالأزهر ندانيم . » « 1 » حافظ سيوطى در پايان كتابش ( بغية الوعاة فى طبقات اللغويين و النحاة ) گويد :
« اين بابى است در حديثهايى كه از كتاب الطبقات الكبرى گزيده شده است ، به نظرمان رسيد كه اين مختصر را با آن به پايان بريم ، تا پايانش مُشك و آخرش سخن نيكو باشد . »
و در آن آمده است :
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق 42 : 176 .