اگر جايز بود خداوند متعال در دوران او پيامبرى برانگيزد ، كسى جز او نبود ، از نظر روش نيكو و ورع و پارسايى و ديانت و كمال فضلش . رضىاللَّهعنه » « 1 »
سبكى در شرح حال او ، گفتهى قشيرى را آورده و افزوده است : « شيخ الاسلام ابوعثمان صابونى گفت : اگر استاد ابومحمّد در بنىاسرائيل بود ، ويژگىهايش برايمان نقل مىشد و به او افتخار مىكردند . » « 2 » پنجم . گفتهاند : اگر پس از پيامبر ، پيامبرى مىبود ، غزالى بود
يكى از بزرگان علوم ظاهر و باطن اين گروه ، سخنى همانند آن گفته دربارهى ابوحامد غزالى گفته و افزوده است به اين كه نوشتههايش معجزه است . حافظ سيوطى در كتابش ( التنبئة به من يبعثه اللَّه على رأس كل مائة ) در شرح حال غزالى آورده است :
« استاد عفيفالدين يافعى در كتاب الارشاد گفته : حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده كه خداوند در آغاز هر يكصد سال ، كسى را برمىانگيزد تا دينش را تجديد كند ، گروهى از علما - از جمله ابن عساكر - دربارهء اين حديث گفتهاند : در آغاز يكصد سال نخست عمربنعبدالعزيز ، در آغاز سدهء دوم : امام شافعى ، در آغاز سدهء سوم : امام ابوالحسن اشعرى ، در آغاز سدهء چهارم : ابوبكر باقلانى و در آغاز پنجمين سده : امام ابوحامد غزالى بود ، به دليل برجستگى به كتابهاى بديع و غوص در درياهاى دانش و جمع ميان علوم شريعت و حقيقت و فروع و اصول و معقول و منقول و تدقيق و تحقيق و علم و عمل .
تا آنجا كه بعضى از علماى بزرگ جامع علم ظاهر و باطن گفتهاند :
اگر پس از پيامبر صلى الله عليه و آله پيامبرى بود ، غزالى بود ، و معجزههايش به وسيلهى بعضى كتابهايش ثابت مىشود . »
هامش
( 1 ) . مرآة الجنان : 3 : 58 - 59 . حوادث 438 .
( 2 ) . طبقات الشافعية 5 : 74 .