ششم . رؤياى مادرِ ولىاللَّه دهلوى در شايستگى نبوّت همسر يا پسرش
شگفتآورتر از همهى آنها ، رؤياى مادر شاه ولىاللَّه دهلوى است در شايستگى نبوّت همسرش ، ليكن پسرش - ولى اللَّه - / رؤيا را چنان تعبير مىكند كه نتيجهاش شايستگى نبوّت خودش باشد نه پدرش . متن اين رؤيا كه ولىاللَّه در كتابش ( التفهيمات الالهية ) آورده ، چنين است :
« تفهيم : مادرم - كه خداوند عمرش را بركت دهاد - در خواب ديد : گويى پرندهاى با شكلى شگفت ، نزد پدرم آمد كه در منقارش كاغدى بود با نوشتهى زرين اسم اللَّه ، سپس پرندهى ديگرى آمد كه در منقارش كاغذى ديگر بود كه بر آن نوشته بود :
بسم اللَّه الرّحمان الرّحيم . اگر پس از محمّد صلى الله عليه و آله نبوّت ممكن بود ، تو را پيامبر قرار مىدادم ، ولى [ نبوت ] به او قطع شد . به اين الفاظ يا به معنى آنها ، و منقار پرندهى اوّل قرمز و بقيهى بدنش مانند كبوتر تيرهرنگ بود ، و پرندهى دوم بقيه بدنش مانند طوطى سبزرنگ بود .
پدرم [ به مادرم ] گفت : بشارت ده به پسرت - به من اشاره كرد - مگر نه اين كه تو را آگاه كرديم كه او يك ولىّ خواهد بود ؟ !
مادرم گفت : در آن خواب مىدانستم كه آن بشارت دربارهى پدرت است و گفتهاش نشان مىداد كه دربارهى تو است و اين امر بر او مشتبه شده بود .
گويم : و تعبير حق - آنگونه كه قوانين حكمت اقتضا دارد اين است كه گفته شود : كاغذ اوّلى اشاره است به كمال پدرم كه او فانى و مستغرق در خداوند بود . امّا تيرگى حمل كنندهاش از اين جهت بود كه او به ذكر معارف مشغول نبود ، و به همين گونه است كه كبوتر و فاخته ، صدايى نيكو و نامفهوم دارند . امّا كاغذ ديگر اشاره است به كمالى كه از دريافت تشريح كمالهاى پيامبران عليهم الصلاة والسلام به دست آوردم . امّا سبزى حاملش مربوط به اين است كه معارف را توضيح مىدهم ، همانگونه كه طوطى صدايش را روشن و قطع مىكند . و اين امر برايم هنگامى بود كه از شير گرفته شدم . و سپاس از آنِ خداوند پروردگار جهانيان رحمان رحيم است . »
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 558
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٥٨