بعضى بزرگان اهل سنّت گويند كه تحريف در كتابهاى پيشين معنوى است نه لفظى .
رابعاً : عقيدهء پيشوايان و بزرگان اهل سنّت آن است كه :
تحريفى كه در كتابهاى پيشين روى داده ، تحريف معنوى است نه لفظى . از امور شگفت اين است كه مذهب مختار بخارى همين است ، پس احتجاج اماميه به عبارتهاى تورات ، از جهت الزام ، بسيار قوى و تامّ و بدون اشكال است .
يكم . بخارى گويد : « باب كلام الهى : « بل هو قرآن مجيد * فى لوح محفوظ » « و الطور * و كتاب مسطور » قتاده گفت : نوشتهاى را مىنويسند ، در امالكتاب ، همهى كتاب را مىنويسند ، و اصلش چيزى است كه تلفّظ مىشود ، چيزى نمىگويد جز اين كه آن را بر او مىنويسند . ابنعبّاس گفت : خير و شر را مىنويسد ، تحريف و حذف مىكنند و كسى لفظى از كتابى از كتابهاى خداوند را حذف نمىكند ، بلكه آن را تحريف مىكنند ، بدين سان كه بر غير تأويل ( صحيح ) ، تأويل مىنمايند . » « 1 » دوم . ابنحجر در شرحش همان مضامين را از روايت كشميهنى نقل مىكند .
سپس مىگويد :
« استادمان ابنملقّن در شرحش گويد : آنچه گفته است ، يكى از دو قول در تفسير اين آيه است ، كه بخارى برگزيده است . بسيارى از اصحاب ما تصريح كردهاند كه يهوديان و نصارى تورات و انجيل را عوض كردهاند ، و از آن جواز توهين به اوراق آن را برگرفتهاند ، و اين با گفتهى بخارى در اين مورد مخالفت دارد . اين سخن ابن ملقّن ، همانند صريح گفتهء بخارى است ، كه تفسير ابنعبّاس را به دنبالش آورده ، و احتمال دارد كه بقيه سخن ابنعبّاس در تفسير اين آيه باشد . » « 2 » سوم . عينى گفت : « سپس شروع كردند به تحريف و تبديل آن ، همانگونه كه خداوند متعال فرمود : « و إنّ منهم لفريقاً يلوون » الآية . خداوند متعال خبر داد كه آن را تغيير مىدهند ، و تأويل مىكنند ، و در غير جايش قرار مىدهند ، و در اين ، اختلافى ميان
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 9 : 159 .
( 2 ) . فتح البارى فى شرح صحيح البخارى 13 : 102 .