لفظ از معناى حق آن به باطل به صورت نيرنگهاى لفظى است ، همان كارى كه در دوران ما ، اهل بدعت دربارهى آياتى مىكنند كه مخالف مذهبشان است ، و اين صحيحتر است . » « 1 » ششم . سيوطى گويد : « ابنمنذر ، و ابنابىحاتم ، از وهببنمنبه نقل مىكنند كه گفت : تورات و انجيل ، همانگونهاند كه خداوند آنها را نازل فرمود ، يك حرف از آنها تغيير نيافته است ، ولى آنان با تحريف و تأويل گمراه مىكنند ، و كتابها را از سوى خودشان مىنوشتند و مىگفتند كه از سوى خداوند است ، امّا كتابهاى خداوند ، محفوظ است و تحوّلى ندارند . » « 2 » هفتم . مقبلى در كتابش ( الأبحاث المسددة ) گويد : زمخشرى در كشّاف گفته : آيهء « و إنا له لحافظون » ردّى است بر مسخره كردن آنان به كلامش كه فرمود : « يا أيهّا الّذى نزّل عليه الذكر » يعنى جبرئيل عليه السلام آن را محفوظ از شيطانها نازل كرد ، تا اين كه به تو رسيد .
سپس نويسندهى كشاف از جمله مصاديق حفظ ، محفوظ ماندن آن از تحريف را وارد كرده است . نويسندهى الإنتصاف گويد : احتمال دارد كه مراد ، حفظ آن از اختلاف باشد مانند كلام خداى تعالى : « و لو كان من عند غير اللَّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيرا » .
اين سخن مطلقى است كه هر وجهى بر آن صدق مىكند و دست كم به معنى نگهدارنده است ، پس عدول به تعيين تعميم يا تخصيص بدون دليل ، تحكّم است . بعلاوه مصون بودن آن از تحريف را فرع بر اختصاصش دانستند ، و فرع بر اين كه در ديگر كتابهاى خداوند متعال هم وارد شده است ، هر چند كه دليل قطعى بر آن ندارد ، بلكه دليل ظنّى هم ندارد . محفوظ بودن از تحريف با گسترش انگيزههاى نقل آن حاصل مىشود ، و ديگر كتابهاى خداوند متعال در اين امر با آن يكسان هستند ، بلكه آن سزاوارتر است ، زيرا اشياء افزون شونده در هر دورهاى وجود دارد كه امروز بر خلاف آن است . اين در صورتى است كه كليّات و مهمترين تفصيلها اراده شده باشد .
هامش
( 1 ) . تفسير الرازى 10 : 117 - 118 .
( 2 ) . الدر المنثور 2 : 249 .