تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
او به محمّد صلى الله عليه و آله ، و شكّى نيست كه محمّد آن را يا به على رضىاللَّه‌عنه داده است يا به مهدى خواهد داد . البته راهى به دومى نيست چون علماى ما به رجعت اعتراف نكرده‌اند ، بلكه آن از ويژگىهاى مذهب اماميه است ، پس آن را به على رضىاللَّه‌عنه سپرده است ، و اين مذهبشان را تأييد مىكند . » ساباط در كتابش ( البراهين الساباطية ) گويد : « گفته است : و به پادشاه كليساى لاذقيه بنويس . . . و به زودى مظفّر را با خود بر تخت مىنشانم . اين جمله ، تأكيدى است بر رجعت محمّد صلى الله عليه و آله در زمان ظهور مهدى رضىاللَّه‌عنه و تأييدى است بر آن‌چه اماميه ادّعا مىكنند . . . . » در همان كتب ، پس از نقل عبارتى از فصل يازدهم از سِفر أشعيا ، ترجمهء آن را بدين سان مىآورد : « و از جلو آسى چوبى بيرون آيد ، و از ريشه‌هايش شاخه‌اى مىرويد ، و روح پروردگار بر آن پايدار شود ، منظور روح حكمت و معرفت و روح شورا و عدالت و روح علم و خشيت خداوند است . او را داراى انديشه‌اى بسيار درخشان قرار مىدهيم ، كه در خشيت پروردگار برپا ايستاده است ، به طرفدارى از بزرگان قضاوت نمىكند ، و تنها به صِرف شنيدن حكم نمىكند . ساباط گويد : يهوديان اين مطلب را در باره‌ى مسيحشان و مسيحيان در باره‌ى پروردگارشان تأويل كرده‌اند . يهوديان گويند : « آسى » نام پدر داوود است ، و مسيح تنها يكى از فرزندان داوود است ، پس اين سخن كلامى صريح درباره‌ى اوست ، و قبلًا مانع بودن صغراى اين قياس را آوردم ، آن را به ياد آوريد . نصارى گويند : مراد از آن عيسىبن‌مريم عليه السلام است ، چون او است آن مسيح كه بايد از فرزندان داوود باشد . پاسخ مىدهم : صفت‌هاى او اعم از صفت‌هاى يك پيامبر است و قرينه‌اى براى قرار گرفتن خاص به جاى عام وجود ندارد . پس كسى كه مشخّص شده است ، او خودِ مهدى رضىاللَّه‌عنه است ، به جهت عبارت صريحش كه : « او تنها به شنيدن كسى را محكوم نمىكند » ، زيرا مسلمانان اجماع دارند