است از حجرالأسود ، و تشبيه آن به يشم و بلّور اشارهاى است به روايات صحيحى كه در اينباره وارد شده است كه هنگام فرود سفيد بوده است ، و مراد از قلعه ، فرمانده لشكريان ، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله مىباشد .
و درهاى دوازده گانه ، يازده فرزند و پسرعمويش على مىباشد ، يعنى : على و حسن و حسين و على و محمّد و جعفر و موسى و على و محمّد و على و حسن و قائم المهدى م ح م د رضىاللَّهعنهم »
ساباط در كتابش ( البراهين الساباطية ) بعد از مطلبى از سِفر رؤيا ترجمهء آن را آورده است : « و درهاى دوازدهگانه ، دوازده مرواريد است ، هر يك از درها از يك مرواريد بود ، و زمين شهر از طلاى خالص مانند شيشهى شفّاف .
ساباط افزايد : اين بيانى براى مطلب قبل و توصيفى از درهاست . اين كه هر دَر از يك مرواريد است ، اشارهاى است به ادعاى اماميه دربارهى عصمت ائمّهشان ، چون مرواريد كروى است و شكّى نيست كه شكل كروى را نمىتوان وارونه كرد ، چون جزء در يك نقطه با ديگر اجسام برخورد نمىكند . . . »
اين كه گفته : و زمين آن شهر از طلاى خالص مانند شيشهى شفاف بود ، مرادش افراد ملّت پيامبر صلى الله عليه و آله است ، چون از باور خود منحرف نمىشوند ، و در حال سختى از مذهبشان دست برنمىدارند . و امّا كسانى كه كشيشهاى انكتارى آنان را اغوا كردند ، و امّا كسانى كه كشيشهاى انكتارى آنان را اغوا كردند ، از نادانهايى هستند كه شناختى به اصول دينشان ندارند ، و اين است مصداق كلام پيامبر صلى الله عليه و آله كه : « منم شهر دانش و على درِ آن است . »
ثالثاً : امامت هارون و فرزندانش از قبيل فضائل و مناقب است و استدلال به مناقب پيامبران بنا بر نقل اهل كتاب ، مانند استدلال به فضائل اهل البيت است بنا بر نقل ناصبىها . اگر بگوييم اعتماد بر نقل و روايتهاى ناصبىها در ديگر امور جايز نيست ، شكّى نيست كه ترديد در فضائل و مناقبى كه ناصبىها براى اهل بيت روايت مىكنند ، وجهى ندارد .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 515
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥١٥